گزارشی از یك پروژه تونلسازی كه در نوع خود بینظیر است
پروژه تونل SMART
Stormwater Management and Road Tunnel
:: اسمارت درخشش مهندسی در اعماق زمین
تونل SMART اولین تونل دو منظوره جهان است كه در شهر كوالالامپور پایتخت
كشور مالزی ساخته شده است. ساخت این تونل از سال 2003 شروع و در ژوئن 2007
بهرهبرداری از آن آغاز شده است. این تونل ابتدا بعنوان مسیری برای انحراف
آبهای خروشان و سیلابهای رودخانهای كه از به هم پیوستن دو رودخانه
بزرگ در مركز شهر حاصل شده است، در نظر گرفته شده بود. ولی سپس با یك ایده
جالب و خلاق و با در نظرگرفتن قطر داخلی 8/11 متر، تونل به گونهای طراحی
شد كه بتواند در زمانهای غیراضطراری كه جریان آب چندان قوی نیست بعنوان
تونلی رفت و آمدی (در دو طبقه) برای وسایل نقلیه جهت كمكردن بار ترافیكی
یكی از شاهراههای مهم و شلوغ شهر مورد استفاده قرار بگیرد.
:: بهرهبرداری از این تونل در سه حالت میتواند انجام بگیرد :
حالت اول (حالت عادی یا نرمال) : زمانی است كه جریان آب رودخانه به قدری كم است كه اساساً نیازی به انحراف توسط تونل ندارد.
حالت دوم : زمانی است كه طوفانهای كوچك یا متوسط رخ میدهد ولی فشار
جریان آب زیاد نیست. در چنین حالتی جریان آب به داخل تونل منحرف شده و از
طریق مسیر فرعی به پایینترین قسمت تونل هدایت میشود. در این حالت دو
مسیر عبور و مرور بالایی تونل همچنان بر روی وسایل نقلیه باز است.
حالت سوم : حالتی است كه در زمان طوفانهای سهمگین رخ میدهد. در چنین
حالتی كل تونل بر روی وسایل نقلیه بسته میشود و پس از اطمینان از
خارجشدن كلیه ماشینها (بهوسیله تعداد زیادی ایستگاههای رفتارسنجی تا
زمانی كه یك وسیله نقلیه در داخل تونل باشد درهای ورودی آب باز نمیگردد)
جریان سیلاب بهطور خودكار به داخل تونل هدایت میشود. ظرفیت آب در تونل
در چنین حالتی به سه میلیون مترمكعب میرسد.
:: روش ساخت تونل
شهر كوالالامپور از نظر زمینشناسی بر بستری از آهك قرار گرفته است. ضمناً
این شهر از سطح دریا نیز بالاتر است. از مشخصههای اصلی این لایههای آهكی
وجود تختهسنگها، گودالها و باتلاقهای متفاوت است. با توجه به طبیعت
زمینشناسی شهر بیشتر ایدههای طراحی و اجرا به سمت و سویی میل كرده است
كه كمترین اثر منفی را بر روی شرایط محیطی و زمینشناسی شهر وارد نماید.
لذا برای این پروژه از ماشین TBM مدل Slurry Shield استفاده شده است كه به
هنگام كار در برخورد با بسترهای آهكی و مواجهه با آبهای زیرزمینی و
صخرههای سخت مقاومت خوبی از خود نشان میدهد. وجود یك سپر مقاوم كه با
فشار هوا كار میكند امكان آن را فراهم میسازد كه ماشین در مواجهه با
آبهای زیرزمینی و خاكهای سست تعادل خود را كاملاً حفظ نماید.
:: ایمنی تونل
از نظر استاندارد های امنیتی و ایمنی نیز اسمارت از وضعیت خیلی خوبی
برخوردار است. خروجیهای اضطراری فراوان، سازه ضد زلزله، صدها دوربین و
وجود مرکز کنترل که شبانهروز تردد خودروها و عبور جریان آب را زیر نظر
دارند اسمارت را در این زمینه نیز بی همتا کرده است.
تونل SMART برای دستگاههای تهویه ویژهای است كه در هر كیلومتر از تونل
تعبیه شده است. این دستگاههای قوی تهویه بطور دائم هوای آلوده تونل را
خارج مینماید.
بارون
ژولیوس دو رویتر؛ این اسم کسی بود که قرار بود در ازای وامی که به
ناصرالدین شاه میدهد، برای 60 سال کل ایران را اجاره کند. ماجرای قرارداد
رویتر هم مثل قضیه تنباکو با مخالفت علما لغو شد اما چندتایی یادگاری هم
برای ما گذاشت؛ چیزهایی مثل نفرت مردم از قاجار و زمینهسازی انقلاب
مشروطه یا چیزهایی مثل اسم همان لرد انگلیسی که باید در کتاب تاریخمان
زیرش خط میکشیدیم و حفظش میکردیم.
جالب است بدانید که یکی از یادگاریهای عجیب همین قرارداد، چیزی است که
حالا هر شب هر شب آگهیهایش را میبینیم، بانک. طبق کلاهی که رویتر سر
ناصرالدینشاه گذاشته بود، انحصار تشکیل بانک و چاپ اسکناس در ایران هم
برای 60 سال به او واگذار شده بود. بعید است که شاه پیر، چیزی از مفهوم
بانک فهمیده باشد اما به هر حال او زیر پای این برگه را مهر کرده بود و
لرد زرنگ قصه، سال 1267 شمسی اولین بانک ایرانی را به اسم «بانک شاهی»
تاسیس کرد و اسکناس 1 تومانی هم چاپ زد؛ منتهی این «بانک شاهی» ایران در
ایران نبود و در لندن مستقر بود؛ پس خاندان قاجار و اشراف پولهایشان را
میفرستادند لندن. این «بانک شاهیي» تا سال 1331 هم سرپا بود و بعد از چند
بار تغییر اسم، آخرش شد «بانک انگلیس در ایران و خاورمیانه».
اما اولین بانک ایرانیای که در خود ایران شروع به کار کرد، بانک سپه
بود که اولین شعبهاش هم در رشت افتتاح شد. حق انحصاری چاپ اسکناس را هم
بانک ملی در سال 1311 از بانک شاهی خرید. دولت هم از خداخواسته، بعد از 3
ماه اسکناسهای بانک شاهی را از سیستم گردش پولی خارج کرد؛ یعنی همان
اسکناسهایی که عکس شاه پیر و گولخورده قاجار، ناصرالدین رویشان بود.
آیا
می دانستید که ناخن های شما می توانند سرنخ هایی در مورد سلامت عمومی شما
بدهند؟ سفید شدن ناخن، زرد شدن آن و علائم دیگری که در ناخن ها ظاهر می
شوند به چه معنی می توانند باشند؟
شما می توانید مشکلات و بیماری های اعضای داخلی بدن تان(مشکلات ریه، قلب، کبد و …) را در ناخن هایتان ببینید.
ناخن های رنگ پریده
ناخن های بسیار رنگ پریده بسیاری از اوقات به افزایش سن نسبت داده می شوند. اما می توانند نشانه بیماری های زیر نیز باشند:
آنمی (کم خونی) نارسایی احتقانی قلب دیابت مشکلات کبدی سو تغذیه ناخن های سفید
اگر ناخن ها سفید شده اند و اطراف ناحیه سفید، یک حاشیه پر رنگ وجود دارد، می تواند نشان دهنده وجود مشکلات کبدی مانند هپاتیت باشد ناخن های زرد
یکی از شایع ترین دلایل زرد شدن ناخن ها، عفونت
قارچی است. چنانچه عفونت قارچی پیشرفت کند باعث بلند شدن ناخن از بستر و
ضخیم شدن و خورد شدن لبه های ناخن می شود. در بعضی موارد نادر، ناخن های
زرد می تواند نشان دهنده بیماری های جدی تری مانند بیماری تیروئید پیشرفته
و یا پسوریازیس باشند. ناخن های متمایل به آبی
ناخن هایی که دارای ته رنگ آبی هستند، نشان دهنده
این هستند که بدن به مقدار کافی اکسیژن دریافت نمی کند. در واقع این حالت
می تواند نشان دهنده یک عفونت در ریه مانند پنومونیا باشد. ناخن های با سطح نا هموار
چنانچه سطح ناخن نا هموار و نقطه نقطه و موجدار شده
است، مینواند یکی از نشانه های اولیه پسوریازیس و یا التهاب مفاصل باشد.
پسوریازیس یک مشکل پوستی است که در ۱۰% از موارد از ناخن ها شروع می شود. ناخن های ترک دار و شکننده
ناخن های خشک و شکننده که به دفعات ترک می خورند،
می توانند نشان دهنده بیماری های تیروئید باشند. ناخن های شکننده و تر
کدار با نما و ته رنگ زرد، نشان دهنده عفونت قارچی ناخن ها هستند. ناخن با حاشیه و پوست اطراف پف کرده
اگر پوست اطراف ناخن، قرمز شده و پف کرده است، نشان
دهنده این است که شیار اطراف ناخن دچار التهاب شده است. این حالت می تواند
نشان دهنده بیماری لوپوس و یا سایر بیماری های بافت همبندی باشد. خطوط سیاه زیر ناخن
به ناخن هایی که دارای خطوط سیاه هستند بایستی به
سرعت رسیدگی شود. این خطوط سیاه معمولا نشانه ملانوما(خطرناک ترین نوع
سرطان پوست) هستند. تحلیل رفتن و کوتاه شدن ناخن ها
گاز گرفتن ناخن ها ممکن است فقط یک عادت در بعضی
افراد باشد، اما در بعضی موارد نشان دهنده اظطراب و استرس پایدار است که
نیاز به مداخله پزشکی دارد. همچنین ممکن است نشانه اختلال روانی
جبری-وسواسی باشد.
در پایان به این نکته توجه کنید که بسیاری از
تغییرات ناخن ها، بی ضرر هستند و همیشه نشان دهنده بیماری نیستند. برای
مثال هر کسی که ناخن هایش سفید است به معنی ابتلای او به هپاتیت نیست.
چنانچه از تغییرات ناخن خود نگرانید و آن را غیر طبیعی می دانید، با یک
متخصص پوست و مو مشورت کنید.
تصـــــاوير حرم حضرت امام حسينعليه الســــلام زنده و مستقيــم از طريق سـايت امام حسين پخش مي شود .
برای مشاهده از مرورگر اکسپلور (Internet Explorer) استفاده کرده .
به همراه چهل حدیث از امام حسین (ع)
چهل حديث امام حسين
قال الحسين عليه السلام:
إنّ أوْصَلَ النّاسِ مَن وَصَلَ مَن قَطَعَهُ (1) . قويترين فرد در ايجاد ارتباط كسى است كه با كسى كه از او بريده رابطه برقرار كند . 1-بحارالانوار ج :٧٨ / ١٢١ / ٤ .
الإمامُ
الحسينُ عليه السلام لَمّا سُئل عَن مَعرفةِ اللّه : مَعرفةُ أهلِ كُلِّ
زمانٍ إمامَهُمُ الّذي يَجِبُ عَلَيهِمْ طاعَتُهُ (2) . - امام حسين عليه السلام ـ هنگامى كه درباره شناخت خدا از او سؤال شد ـ : شناخت مردم هر زمان از امامى كه بايد از او فرمان برند . 2-بحارالانوار ج :٢٣ / ٨٣ / ٢٢ .
في
كتابهِ إلى أهلِ الكوفةِ : فَلَعَمْري ، ما الإمامُ إلاّ الحاكمُ
بالكِتابِ ، القائمُ بالقِسْطِ ، الدّائنُ بِدِينِ الحَقِّ ، الحابِسُ
نَفْسَهُ على ذاتِ اللّه (3) . - امام حسين عليه السلام ـ در نامه اش
به كوفيان ـ : به جان خودم سوگند ، امام و پيشوا كسى نيست مگر آن كه بر
اساس كتاب خدا حكومت كند ، عدل و داد را بر پا دارد ، پايبند دين حقّ باشد
و در برابر خداوند ، نفسش را مهار كند . 3-الإرشاد : ٢ / ٣٩ .
-
أيّها النّاسُ ، إنّ اللّه َ عز و جل ذِكْرُهُ ما خَلقَ العِبادَ إلاّ
لِيَعرِفوهُ ، فإذا عَرفُوهُ عَبَدوهُ ، فإذا عَبَدوهُ اسْتَغنَوا
بعِبادتِهِ عن عبادةِ ما سِواهُ . فقالَ لَه رجلٌ : يابنَ رسولِ اللّه ،
بأبي أنتَ واُمّي فما معرفةُ اللّه ؟ قالَ : معرفةُ أهلِ كلِّ زمانٍ
إمامَهُمُ الّذي يَجبُ علَيهِم طاعتُهُ (4) .
- اى مردم! خداوند عز
و جل بندگان را نيافريد مگر تا او را بشناسند . چون او را شناختند
بپرستندش و چون او را بپرستند از پرستش جز او بى نياز شوند . مردى عرض كرد
: فرزند پيامبر خدا ! پدر و مادرم فدايت بادا ! شناخت خدا چيست ؟ فرمود :
شناخت اين است كه مردم هر زمانى امام و پيشواى واجب الاطاعه خود را
بشناسند .
4-بحارالانوار ج :٢٣ / ٨٣ / ٢٢
أيّها النّاسُ ،
إنّ اللّه َ عز و جل ذِكْرُهُ ما خَلقَ العِبادَ إلاّ لِيَعرِفوهُ ، فإذا
عَرفُوهُ عَبَدوهُ ، فإذا عَبَدوهُ اسْتَغنَوا بعِبادتِهِ عن عبادةِ ما
سِواهُ . فقالَ لَه رجلٌ : يابنَ رسولِ اللّه ، بأبي أنتَ واُمّي فما
معرفةُ اللّه ؟ قالَ : معرفةُ أهلِ كلِّ زمانٍ إمامَهُمُ الّذي يَجبُ
علَيهِم طاعتُهُ (4) .
اى مردم! خداوند عز و جل بندگان را نيافريد
مگر تا او را بشناسند . چون او را شناختند بپرستندش و چون او را بپرستند
از پرستش جز او بى نياز شوند . مردى عرض كرد : فرزند پيامبر خدا ! پدر و
مادرم فدايت بادا ! شناخت خدا چيست ؟ فرمود : شناخت اين است كه مردم هر
زمانى امام و پيشواى واجب الاطاعه خود را بشناسند .
4-بحارالانوار ج :٢٣ / ٨٣ / ٢٢
الإمامُ
الحسينُ عليه السلام سُـئِـلَ عَنِ الـجَهادِ: سُـنَّةٌ أو فَـرِيضةٌ ؟
فقالَ عليه السلام : الجِهادُ على أرْبَعَةِ أوْجُةٍ : فجِهادانِ فَرْضٌ
وجِهادُ سُنَّةٍ لا يُقامُ إلاّ مَعَ فَرْضٍ وجِهادُ سُنَّةٍ ، فأمّا
أحَدُ الفَرْضَيْنِ فجِهادُ الرَّجُلِ نَفْسَهُ عن مَعاصِي اللّه وهو مِنْ
أعْظَمِ الجِهادِ وَمُجاهَدَةُ الّذين يَلُونَكُمْ مِنَ الكُفّارِ فَرْضٌ
. وأمّا الجِهادُ الّذي هو سُنّه لا يُقامُ إلاّ مَعَ فَرْض فَإِنَّ
مجاهَدَةَ العَدُوِّ فرضٌ على جميع الاُمّه لو تركوا الجهاد لَأَتاهم
العَذابُ وهذا هو مِنْ عذابِ الاُمَّةِ وهُوَ سُنَّةٌ عَلَى الإمامِ
وحَدُّهُ أنْ يَأتِيَ العَدُوَّ مَعَ الاُمَّةِ فيجاهِدَهم . وأمّا
الجِهادُ الذي هُوَ سُنّةٌ فكُلُّ سُنّةٍ أقامَها الرَّجُلُ وجاهدَ في
إقامَتِها وبُلُوغِها وإحيائِها فَالعَمَلُ والسَّعْيُ فيها مِنْ أفضلِ
الأَعْمال لِأنَّها إحياءُ سُنَّةٍ وقَدْ قالَ رسولُ اللّه ٩ : «مَنْ
سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَهُ أجْرُها وأجْرُ مَنْ عَمِلَ بِها إلى
يَوْمِ القِيامَةِ مِنْ غَيْرِ أن يَنْقُصَ مِنْ أجُورِهِم شَيْئا» (5) .
-
امام حسين عليه السلام ـ در پاسخ به اين پرسش كه جهاد سنّت (پيامبر) است
يا فريضه (الهى) ؟ ـ : جهاد چهارگونه است : دو گونه آن فريضه (الهى) است و
گونه ديگر سنّتى است كه جز به فريضه بدان دست نيازند و يك جهاد نيز (تنها)
سنّت است . امّا آن دو جهاد كه فريضه اند : يكى جهادِ آدمى با نَفْسِ خويش
است در بازداشتن نَفْس از نافرمانى هاى نسبت به خدا ، كه بزرگترين جهاد
است ، و ديگرى پيكار (و جهاد) با كافرانى كه هم مرز شمايند كه آن نيز
فريضه است . امّا آن جهاد كه سنّتى است كه جز به فريضه بدان دست نيازند ،
جهاد با دشمن است كه بر تمامِ امّت واجب است و اگر آن جهاد را ترك كنند ،
بر آنها عذاب درآيد و اين عذاب تمامِ امّت را در برگيرد و آن جهاد ، بر
امامْ سنّت است و تعريفش آن است كه امام با امّت بر سرِ دشمن تازد و با
دشمنان جهاد كند . امّا جهادى كه فقط سنّت است ، برپا داشتن هر سنّتِ
(نَبَوى) است كه انسان بر پاى دارد و در برپا نگهداشتن و برآوردن و زنده
كردن آن مبارزه كند . پس سعى و عمل در راه آن بهترين اعمال است زيرا زنده
داشتنِ سنّت است، و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «هركس سنّت و
قانونِ نيكى را بنيان گذارد ، پاداشش از آنِ اوست و نيز از ثواب همه آنان
كه تا روز قيامت بدان عمل مى كنند بهره مى برد بى آنكه از ثواب خودِ آنان
چيزى كاسته شود.».
- إنّ أجْوَدَ النّاسِ مَن أعطى مَن لا يَرجو (7) . - بخشنده ترين مردم كسى است كه به آن كه چشم اميد به او نبسته بخشش كند . 7-كشف الغمّه : ٢ / ٢٤٢ .
الإمامُ
الحسينُ عليه السلام في دُعائِهِ : أنتَ الّذي أزَلْتَ الأغْيارَ عن
قُلوبِ أحِبّائكَ حتّى لَم يُحِبّوا سِواكَ ... ماذا وَجَدَ مَن فَقَدَكَ
؟! وما الّذي فَقَد مَن وَجَدكَ ؟! لَقد خابَ مَن رَضِيَ دُونَكَ بَدَلاً
(8) . - امام حسين عليه السلام ـ در دعا ـ : تويى كه اغيار را از دل
دوستانت بيرون كردى تا جز تو را دوست ندارند ... آن كه تو را گم كرد چه
يافت ؟ ! و آن كه تو را يافت چه از دست داد ؟ ! آن كه ديگرى را به جاى تو
گرفت زيان كرد و باخت .
- بدانيد كه جنگ شرّش شتابنده است و طعمش
زشت و نفرت انگيز ؛ هركس خود را براى آن آماده كند و ساز و برگش را فراهم
آورد و پيش از فرا رسيدن هنگام جنگ پيكر خود را از زخمهاى آن دردمند نكند
جنگ را برده است ؛ امّا آن كه پيش از رسيدن فرصت و زمان جنگ وآگاه شدن از
توانايى جنگى خود به آن مبادرت ورزد مستحق همان است كه سپاهيان خود را
سودى نرساند و خويشتن را نيز به نابودى اندازد .
9-شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد : ٣ / ١٨٦ .
-
لَيستِ العِفّةُ بمانِعَةٍ رِزْقا ، ولا الحِرصُ بجالِبٍ فَضْلاً ، وإنَّ
الرِّزقَ مَقْسومٌ والأجَلَ مَحتومٌ ، واسْتِعمالُ الحِرصِ طَالبُ
المَأْثَم (10) . - نه عفّت مانع روزى مى شود و نه حرص ، روزى بيشتر مى آورد ؛ زيرا روزى تقسيم شده و اجل حتمى است و حرص زدن طلب گناه است . 10-أعلام الدين : ٤٢٨ .
- كانَ رَسولُ اللّه صلى الله عليه و آلهيَرفَعُ يَدَيهِ إذا ابتَهَلَ ودَعا كَما يَستَطعِمُ المِسكينُ (11) . - رسول خدا صلى الله عليه و آله در هنگام ابتهال و دعا مانند بينوايى كه غذا مى طلبد ، دستانش را بالا مى برد . 11-مكارم الأخلاق : ٢ / ٨ / ١٩٨١ .
- إنَّ مِن هَوانِ الدنيا على اللّه تعالى أنَّ رَأسَ يحيى بنِ زكريّا اُهدِيَ إلى بَغِيٍّ مِن بَغايا بني إسرائيلَ (12) . - از بـى ارزشـى و خـوارى دنـيا نـزد خداوند متعال اسـت كـه سر يحيى بـن زكريّا به فاحشه اى از فاحشه هاى بنى اسرائيل هديّه شد . 12-بحارالانوار ج :٤٤ / ٣٦٥.
-
مَوتٌ في عِزٍّ خَيرٌ مِن حياةٍ في ذُلٍّ ، وأنشَأ عليه السلاميَومَ
قُتِلَ : الموتُ خيرٌ من رُكُوبِ العارِوالعارُ أولى من دُخُولِ النارِ
واللّه ما هذا وهذا جارِي (13) - مرگ با عزت بهتر از زندگى ذلت بار است . آن حضرت در روز شهادت خود اين ابيات را مى خواند :. مرگ بهتر است از ننگ و ننگ سزاوارتر از آتش (دوزخ) است به خدا سوگند كه نه ننگ را به خود راه دهم نه آتش را
13-بحارالانوار ج :٤٤ / ١٩٢ / ٤ .
- مَن سَرَّهُ أن يُنسَأ في أجَلِهِ ، ويُزادَ في رِزقِهِ ، فَلْيَصِلْ رَحِمَهُ (4٣) . - هر كه دوست دارد مرگش به تأخيـر افـتـد و روزيش افزايش يابد ، صله رحم به جاى آورَد . 4٣-بحارالانوار ج :٧٤ / ٩١ / ١٥ .
- إنّ أوصَلَ الناسِ مَن وَصَلَ مَن قَطَعَهُ (15) . - آن كس بيش از همه صله رحم به جا آورده ، كه با خويشاوندى كه بريده پيوند برقرار كند . 15-بحارالانوار ج :٧٤ / ٤٠٠ / ٤١ .
-
مَن طَلَبَ رِضا اللّهبِسَخَطِ الناسِ كَفاهُ اللّه ُ اُمُورَ الناسِ ،
ومَن طَلَبَ رِضا الناسِ بِسَخَطِ اللّه ، وَكَلَهُ اللّه ُ إلى النّاسِ ،
والسلام (16) . - هركه خشنودى خدا را با ناخشنودى مردم بطلبد ، خداوند
او را از امور مردم بى نياز كند و هركه خشنودى مــردم را با ناخشنود كردن
خدا بجويد ، خداوند او را به مـردم واگذارد . والسلام .
16-بحارالانوار ج :٧١ / ٢٠٨ / ١٧ .
- مَن اُحْجِمَ عن الرَّأيِ وعَيِيَتْ بهِ الحِيَلُ ، كانَ الرِّفقُ مِفتاحَهُ (17) . - هر كه فكرش به جايى نرسد و در چاره يابى درماند ، نرمى كليد (گشايش مشكل) او باشد . 17-بحارالانوار ج :٧٨ / ١٢٨ / ١١ .
- صاحِبُ الحاجةِ لَم يُكرِمْ وَجهَهُ عن سُؤالِكَ فَأكرِمْ وَجهَكَ عن رَدِّهِ (18) . - نيازمند ، با درخواست كردن حرمت و آبروى خود را ريخته است، پس تو با نوميد نكردن او آبرو و حرمتت را نگهدار . 18-كشف الغمّه : ٢ / ٢٤٤ .
الإمامُ الحسينُ عليه السلام لَمّا سَألَهُ أبوهُ عنِ السُّؤدُدِ : إحشاشُ العَشِيرَةِ ، واحتِمالُ الجَرِيرَةِ (19) . -
امام حسين عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال پدر بزرگوارش از معناى سرورى ـ :
كمك كردن به خاندان و به دوش كشيدن خسارتها و جرايم آنها . 19-بحارالانوار ج :٧٢ / ١٩٤ / ١٤ .
الإمامُ
الحسينُ عليه السلام في الدُّعاءِ : إلهي تَرَدُّدي في الآثارِ يُوجِبُ
بُعدَ المَزارِ ، فاجمَعْني عَلَيكَ بِخِدمَةٍ تُوصِلُني إلَيكَ ، كَيفَ
يُستَدَلُّ عَلَيكَ بِما هُوَ في وُجودِهِ مُفتَقِرٌ إلَيكَ ؟! أيَكونُ
لِغَيرِكَ مِنَ الظُّهورِ ما لَيسَ لَكَ حتّى يَكونَ هُوَالمُظهِرَ لَكَ
؟! متى غِبتَ حتّى تَحتاجَ إلى دَليلٍ يَدُلُّ عَلَيكَ ؟! ... بِكَ
أستَدِلُّ عَلَيكَ فَاهْدِني بِنورِكَ إلَيكَ (23) .
- امام حسين
عليه السلام ـ در دعا ـ : بارخدايا! سر گرم شدنم به نشانه ها و آثار ،
موجب دورى ديدار (تو) مى شود ، پس تمام قواى مرا متوجه خدمتى كن كه مرا به
تو برساند . چيزى كه خود در هستى اش نيازمند توست ، چگونه مى تواند دليل و
رهنماى به سوى تو باشد ؟ آيا جز تو ، ظاهر و آشكارند و تو (ظاهر) نيستى ؟
تا اين كه آنان نشانگر و آشكار كننده تو باشند ؟ كِى غايب بوده اى ، تا
نياز داشته باشى ، رهنمايى به سوى تو راهنمايى كند ؟ ... به واسطه توست كه
ره به تو مى برم ؛ پس ، با نور خود مرا به سوى خودت رهنمون ساز .
23-بحارالانوار ج :٩٨ / ٢٢٥ .
الإمامُ
الحسينُ عليه السلام في دعاءِ يَومِ عَرَفَةَ : اللّهُمّ اجعَلْني أخشاكَ
كَأنّي أراكَ ، وأسعِدْني بتَقواكَ ، ولا تُشقِني بِمَعصِيَتِكَ (20) . -
امام حسين عليه السلام ـ در دعاى روز عرفه ـ : بار خدايا ! كارى كن كه از
تو چنان بترسم كه گويى مى بينمت و باتقوا و ترس از خودت خوشبختم گردان و
با معصيت و نافرمانيت بدبختم مكن . 20-بحارالانوار ج :٩٨ / ٢١٨ / ٣ .
- دِراسَهُ العِلمِ لِقاحُ المَعرِفةِ (٢٢) . - تحصيل دانش سبب بارورى شناخت است . ٢٢-بحارالانوار ج :٧٨ / ١٢٨ / ١١ .
- إيّاكَ وما تَعتَذِرُ مِنهُ ؛ فإنَّ المُؤمِنَ لايُسيءُ ولا يَعتَذِرُ ، والمُنافِقَ كُلَّ يَومٍ يُسيءُ ويَعتَذِرُ (21) . - زنـهار از كـارى كه از آن پوزش بخواهى ؛ زيرا مؤمن نه بدى مى كند و نه پوزش مى خواهد و منافق هر روز بدى مى كند و پوزش مى طلبد . 21-تحف العقول : ٢٤٨ .
-
الصَّمَدُ : الّذي لا جَوفَ لَهُ ، والصَّمَدُ : الّذي قَدِ انتَهى
سُؤدَدُهُ ، والصَّمَدُ الّذي لا يَأكُلُ ولا يَشرَبُ ، والصَّمَدُ :
الّذي لا يَنامُ ، والصَّمَدُ : الدّائمُ الّذي لَم يَزَلْ ولا يَزالُ
(24) . - صمد ، كسى است كه ميان تهى نيست ؛ صمد كسى است كه سَرورى و
مهتريش در اوج است ؛ صمد كسى است كه نه مى خورد و نه مى آشامد ؛ صمد كسى
است كه نمى خوابد ؛ صمد آن موجود هميشگى است كه پيوسته بوده و خواهد بود .
-
بدانيد كه خوبى كردن ، ستايش به بار مى آورد و پاداش در پى دارد . اگر
خوبى را به صورت مردى ببينيد ، هر آينه آن را نيكو و زيبا و چشم نواز و
برتر از همه جهانيان خواهيد ديد و اگر پستى را ببينيد ، آن را ناهنجار و
زشت و بد منظر كه دلها از آن مى گريزد و چشمها به رويش بسته مى شود ،
خواهيد ديد .
25-مستدرك الوسائل : ١٢ / ٣٤٣ / ١٤٢٤٢ .
مـن
دلائل علامات القبـول: الجلـوس الى اهل العقول. و مـن علامات اسباب الجهل
الممـاراه لغيـر اهل الكفـر. و من دلائل العالم انتقاده لحديثه و علمه
بحقـائق فنـون النظر.(26)
از دلائل نشــانه هـاى قبـول, همنشينـى
بـا خـردمنــدان اسـت. و از نشانـه هاى مـوجبات نادانـى , مجادله با
مسلمانان. و از نشانه هاى دانا ايـن است كـه سخـن خـود را نقـادى مـى كنـد
وبه حقـايق فنـون نظر دانـاست. 26 ـ تحف العقول , ص 252.
- كانَ يُقالُ : لا تَحِلُّ لِعَينٍ مُؤمِنَةٍ تَرَى اللّه َ يُعصى فتَطرِفُ حتّى يُغَيِّرَهُ (27) . -
گفته مـى شد : بـر هيچ چشمى كه مؤمنِ به خدا باشد روا نيست كه ببيند خدا
نافرمانى مى شود و خود را فرو بندد مگر آن وضع را تغيير دهد . 27-تنبيه الخواطر : ٢ / ١٧٩ .
- إنَّ أعفَى النّاسِ مَن عَفا عِندَ قُدرَتِهِ (28) . - با گذشت ترين مردم ، كسى است كه در زمان قدرت داشتن گذشت كند . 28-الدرّة الباهرة : ٢٩ .
الإمامُ
الحسينُ عليه السلام لَمّا تَذاكَروا العَقلَ عِندَ مُعاوِيَةَ :
لايَكمُلُ العَقلُ إلاّ بِاتِّباعِ الحَقِّ ، فقالَ مُعاوِيَةُ : ما في
صُدورِكُم إلاّ شَيءٌ واحِدٌ (29) . - امام حسين عليه السلام ـ وقتى كه
نزد معاويه سخن از عقل به ميان آمد ـ : عقل به كمال نرسد مگر با پيروى از
حقّ . معاويه گفت : در سينه هاى شما جز يك چيز وجود ندارد . 29-أعلام الدين : ٢٩٨ .
- إنَّ أعمالَ هذهِ الاُمَّةِ ما مِن صَباحٍ إلاّ وتُعرَضُ عَلَى اللّه تَعالى (30) . - هر بامداد ، اعمال اين امّت بر خداوند متعال عرضه مى شود . 30-عيون أخبار الرِّضا عليه السلام : ٢/٤٤/١٥٦ .
الإمامُ الحسينُ عليه السلام لِرجُلٍ اغتابَ عِندَهُ رجُلاً : يا هذا ، كُفَّ عنِ الغِيبةِ ؛ فإنّها إدامُ كِلابِ النارِ (31) . -
امام حسين عليه السلام ـ به مردى كه در حضور ايشان از مردى غيبت كرد ـ :
اى مرد ! دست از غيبت بردار ؛ زيرا غيبت نواله سگهاى دوزخ است 31-تحف العقول : ٢٤٥ .
- مَن قَبِلَ عَطاءَكَ فقد أعانَكَ علَى الكَرَم (33) . - كسى كه عطاى تو را بپذيرد در بخشندگى به تو كمك كرده است . 33-الدرّة الباهرة : ٢٤ .
الإمامُ
الحسينُ عليه السلام لابنِ عبّاسٍ : لا تَتَكَلَّمَنَّ فيما لا يَعنيكَ
فإنّي أخافُ علَيكَ الوِزرَ ، ولا تَتكَلَّمَنَّ فيما يَعنيكَ حتّى تَرى
لِلكلامِ مَوضِعا (34) . - امام حسين عليه السلام ـ خطاب به ابن عباس ـ
: هرگز سخن بيهوده مگوى ؛ زيرا بيم گناه براى تو دارم و سخن سودمند نيز
هرگز مگوى ، مگر اين كه براى آن سخن اثرى ببينى . 34-بحارالانوار ج :٧٨ / ١٢٧ / ١٠ .
- مالُكَ إن لَم يَكُنْ لَكَ كُنتَ لَهُ ، فلا تُبقِ علَيهِ فإنّهُ لا يَبقى علَيكَ ، وكُلْهُ قَبلَ أن يَأكُلَكَ ! (35) -
دارايى تو اگر از آن تو نباشد، تو از آنِ او خواهى بود . پس آن را باقى
مگذار ؛ زيرا آن براى تو نمى ماند و پيش از آن كه او تو را بخورد تو آن را
بخور !. 35-الدرّة الباهرة : ٢٤ .
الإمامُ الحسينُ عليه السلام
لرجُلٍ قالَ لَهُ : اجلِسْ حتّى نَتَناظَرَ في الدِّينِ : يا هذا أنا
بَصيرٌ بدِيني مَكشوفٌ علَيَّ هُداي ، فإن كُنتَ جاهِلاً بدِينِكَ فاذهَبْ
واطلُبْهُ ، ما لي ولِلمُماراةِ ؟! وإنَّ الشَّيطانَ لَيُوَسوِسُ
لِلرّجُلِ ويُناجيهِ ويقولُ :ناظِرِ النّاسَ في الدِّينِ كيلا يَظُنّوا
بكَ العَجزَ والجَهلَ ! (36)
مـردى بـه امام حسين عليه السلام گفت:
بنشين تـا بـا يكديگر درباره دين مناظره كنيم . حضرت فرمود : اى مرد ، من
به دين خود آگاهم و راه راست برايم معلوم و روشن است . اگر تو نسبت به
دينت آگاهى ندارى برو و آن را تحصيل كن ، مرا چه به بحث و مجادله ؟ همانا
شيطان آدمى را وسوسه مى كند و در گوش او مى خواند و مى گويد : درباره دين
با مردم مناظره كن تا فكر نكنند كه تو آدم ناتوان و نادانى هستى .
36-بحارالانوار ج :٢ / ١٣٥ / ٣٢ .
- الاستِدراجُ مِن اللّه سبحانَهُ لِعَبدِهِ أن يُسبِغَ علَيهِ النِّعَمَ ويَسلُبَهُ الشُّكرَ (37) . - استدراج و مهلت دهــى خداوند سبحان به بنده اش اين است كه به او نعمت هاى فراوان دهد و توفيق شكرگزارى را از وى بگيرد . 37-بحارالانوار ج :٧٨ / ١١٧ / ٧ .
ايتها
العصابه بالعلـم مشهوره و بالخير مذكـوره و بالنصيحه معروفه و بالله فى
انفـس الناس مهابه, يهابكم الشريف, و يكرمكم الضعيف و يـوثركم مـن لا فضل
لكـم عليه و لا يد لكم عنده, تشفعون فى الحـوائج اذا امتنعت مـن طلابها,
وتمشـون فـى الطريق بهيبه الملوك و كرامه الاكابر... فامـا حق الضعفاء
فضيعتـم و اما حقكـم بزعمكـم فطلبتـم انتـم تتمنـون علـى الله جنته و
مجـاوره رسله و امـانـا مــن عذابه؟(38)
اى گروه نيرومندى كه به
دانـش مشهور و به نيكى مذكور وبه خيرخواهى معروف و با نام خدا و مذهب در
نفـوس مردم, با مهابت جلـوه گريد, شريف از شما حساب مى برد و ضعيف شما را
گرامى مى دارد, وكسانى كه بر آنها برترى و حـقـى نـداريد, شمـا را بر خود
ترجيح مى دهند, شما وسيله حوائجى هستيد كه بر خـواستـارانـش ممتنع است, و
به هيبت پـادشـاهـان و كـرامت بزرگان در راه گـام بـرمـى دايـد...! و
اما حق ضعيفان را ضايع كرديد و حق خود را كه به گمانتان شايسته آنيد طلب
نموديد...! و با ايــن حـال آرزوى بهـشت الهى را داريد و همجوارى
پيـامبران و امـان از عذابـش را در سـر مـى پـرورانيــد.
38 ـ تحف العقول , ص 237.
عباد
الله اتقوا الله و كونوا من الدنيا على حذر فان الدنيا لو بقيت على احد او
بقـى عليها لكانت الانبياء احق بالبقاء و اولـى بالرضا و ارضـى بالقضاء
غير ان الله خلق الـدنيا للفناء فجـديـدها بال و نعيمها مضمحل و سـرورهـا
مكفهر و المنزل تلعه و الدار قلعه.فتزودوا فان خير الزاد التقوى و اتقـوا
الله لعلكـم تفلحـون.(39)
بنـدگان خدا! از خـدا بترسيد و از دنيا
بر حذر باشيـد كه اگربنا بـود همه دنيا به يك نفر داده شـود و يا يك فـرد
بـراى هميشه در دنيا بمانـد, پيامبران براى بقا سزوارتر بـودند و جلب
خشنـودى آنان بهتر و چنيـن حكمـى خـوش آيندتـر بـود, ولـى هـرگز ! زيـرا
خـداوند دنيا را بـراى فانـى شــدن خلـق نمــوده كه تازه هايش كهنه و
نعمتهايـش زايل خواهد شد و سرور و شادىاش به غم و اندوه مبدل خواهـد
گرديـد, منزلـى پست و خانه اى مـوقت است, پـس بـراى آخـرت خـود تـوشه اى
برگيريد. و بهتريـن تـوشه آخرت تقـواست, از خدا بترسيد, باشد كه رستگار
شويد.
39 ـ مقتل خوارزمى , ج 1,ص 253.
ان اهل الارض
يموتون و اهل السماء لايبقون و ان كل شىء هالك الا وجه الله الذى خلق
الارض بقـدرته و يبعث الخلق فيعودون و هـود فـرد وحــده. (40) اهل
زميـن مى ميرند واهل آسمان باقـى نمـى مانند و همه چيز رو به فناست, جز
ذات پروردگارى كه زميـن را به قدرتـش آفريده, و خلق را برانگيزاند وهمه به
سوى او باز مى گردند, و او تنها يگانه است.
بهترین شهرهای دنیا برای زندگی در 2007
بهترین شهرهای دنیا برای زندگی در 2007
طبق نظرسنجیهایی که هر ساله انجام میگیرد برترین شهرهای دنیا برای زندگی انتخاب می شوند و هر
شهر با توجه به امتیازی که بدست می آورد در این رده جای می گیرد.
طبق آخرین نظرسنجیهایی که انجام گرفته است 215 شهر برتر دنیا برای زندگی به ترتیب امتیازات
مشخص شده اند که شهر زوریخ در کشور سوئیس در بالاترین رده این جدول قرار گرفته است و بعنوان
زیباترین و بهترین شهر دنیا برای زندگی مشخص شده است.
تهران و دمشق پس کراچی پاکستان در رتبه 176 این رده بندی قرار دارد
شاید عبارت HD به گوشتان خورده باشد. یا در تبلیغ های تلویزیونی نام
تلویزیون HD یا HD DVD را شنیده باشید. High Definition یا HD به سیستم
ویدئویی گفته میشود که وضوح تصویر بالاتری نسبت به سیستم های استاندارد
ویدئویی که Standard Definition نامیده میشوند دارند. سیستم های ویدیویی
استاندارد که PAL - NTSC - SECAM نام دارند و حتما نام آنها را روی
تلویزیون خود دیده اید دارای وضوح تصویر 486 خط هستند. در حالی که ویدئو
های HD دارای 720 یا 1080 خط میباشند و این به معنای کیفیت بالاتر تصاویر
است.
HD در اوایل دهه 80 میلادی توسط ژاپنی ها ارئه شد. هنگامی که آنها
تلویزیونی ساخته بودند که قادر بود 1125 خط را با سرعت استاندارد 30 فریم
در ثانیه نشان بدهد. با توسعه سریع این سیستم در آمریکا و اروپا ویدئوی HD
به سرعت در حال جایگزینی با سیستم های قدیمی است. مراکز پخش تلویزیونی به
سرعت در حال جایگزینی سیستم های پخش از SD به HD هستند. برای پخش ویدیوی
HD نیاز به سیستم تلویزیون یا مانیتوری دارید که بتواند این سیستم را
نمایش دهد. در حال حاضر از دوربین های فیلمبرداری HD نیز استفاده وسیعی
میشوند و کارگردان های زیادی تمایل به ساخت فیلم با این سیستم جدید دارند.
به دلیل وضوح بیشتر تصاویر امکان نشان دادن جزئیات بیشتر در فیلم ها وجود
دارد و تصاویر زنده تر به نظر میرسند. به دلیل کیفیت بیشتر حجم ویدئو های
این قالب بیشتر از ویدئو های معمولی است. بنابراین DVD های جدیدی برای
ذخیره این ویدیو ها ارائه شده اند. این DVD ها که هم برای ضبط ویدیو و هم
نگهداری دیگر اطلاعات قابل استفاده هستند دارای حجم 15 گیگا بایت روی هر
لایه هستند که در مقایسه با DVD های معمول 4.7 گیگا بایتی 3 برابر اطلاعات
بیشتری را ذخیره میکنند. دو نوع مشهور این DVD ها HD DVD و Blue Ray
هستند. برای پخش هر یک از این DVD ها نیاز به DVD-ROM مخصوص این کار است.
شرکت های سازنده کامپیوتر و لپ تاپ در حال جایگزینی درایو های DVD معمولی
فعلی با درایو های جدید هستند و اکثر محصولات جدید را با این درایو ها
عرضه میکنند. بنابراین هنگام خرید کامپیوتر جدید به این نکته هم توجه کنید
که آیا این سیستم جدید قادر به پخش DVD های HD یا Blue Ray هست ؟
در عکس بالا مقایسه وضوح تصویر HD را با قالب های استاندارد فعلی میبینید
رقابت HD DVD و Blu-Ray :
HD DVD توسط شرکت توشیبا ارائه شده و Blue Ray توسط شرکت سونی. تکنولوژی
Blue Ray یا لیزر آبی دارای حجم ذخیره سازی بیشتری است و قادر است 25 گیگا
بایت روی هر لایه ذخیره کند و دیسک های دو لایه آن 50 گیگا بایت ظرفیت
دارند. از نظر پشتیبانی از قالب های تصویری هر دو تکنولوژی تقریبا مشابه
هم هستند. اما در قالب های صوتی تفاوت هایی وجود دارد. HD DVD از تکنولوژی
Dolby Digital Plus با سرعت 3 مگابیت بر ثانیه پشتیبانی میکند در حالی که
Blu-Ray این تکنولوژی را به صورت انتخابی و با حداکثر سرعت 1.7 مگابیت در
ثانیه پشتیبانی میکند.
کمی بیشتر راجع به درایو های پخش کننده HD : سیستم های پخش کننده
HD-DVD قادر به پخش CD و DVD های معمول هستند. اما از Blu-Ray پشتیبانی
نمیکنند. به دلیل رقابت میان این دو تکنولوژی پخش کننده های این نوع DVD
ها از سیستم رقیب پشتیبانی نمیکنند. اما به تازگی درایو های توسط شرکت
هایی مانند LG به بازار عرضه شده که هر دو نوع دیسک را اجرا میکند. این
درایو که که معمولا کومبو یا هیبرید نامیده میشوند هنوز دارای قیمت های
بسیار بالایی هستند برای مثال پخش کننده LG به قیمت 1199 دلار ارائه شد.
دقت کنید که لغت کومبو را با کومبویی که برای پخش کننده های CD و DVD
استفاده میشود اشتباه نگیرید.
لغت نامه بزرگ دهخداکه در ۱4 جلد به چاپ رسیده است ، شامل شرح و معنی واژگان آثار ادبی و تاریخی زبان فارسی است. لغتنامه بزرگترین و مهمترین اثر دهخدا است و بیش از چهل سال از وقت دهخدا صرف آن شد. لغتنامه معانی و تفسیرات و شروح تاریخی بسیاری از واژههای عربی را نیز داراست. لغتنامه بزرگ دهخدا تقریباً شامل همه واژگان زبان فارسی با معنای دقیق و اشعار و اطلاعاتی درباره آنهاست. «لغتنامه» دهخدا حاصل بیش از چهل سال کار او بر روی این اثر میباشد. این کتاب در بیست و شش هزار و چهار صد و هفتاد و پنج صفحه سه ستونی به قطع رحلی با تعداد شش هزار دوره، امروز در دسترس فارسی زبانان است. � این لوح فشرده طرحی است تازه برای استفاده آسان از لغت نامه دهخدا به عنوان یکی از نفیس ترین آثار علمی در زبان و ادب فارسی که گنجینه جامع و منحصر به فرد لغت و ادب فارسی را در قالبی زیبا و موزون با ابزارهای پژوهشی متنوع به علاقمندان و دوستداران فرهنگ و ادب فارسی عرضه کرده است .
- جستجوی هوشمند در فهرست مدخل ها ( wildcard search )
- جستجوی لغت فارسی یا اروپایی در پانویس ها
- جستجوی لغت در متن معانی مدخل ها
- جستجوی ترکیبی در متن لغت نامه ، شواهد و پانویس ها
- جستجوی یک عبارت در متن کامل یک لغت نامه
- ارائه طومار الفبایی ترکیب ها و امکان جستجو در آن
- ارائه طومار الفبایی امثال و امکان جستجو در آنها
- جداسازی مدخل ها بر اساس تعداد شاهد
- ارائه متن مقدمه جامع لغت نامه
- گفتار توضیحی درباره لغت نامه با صدای روان شاد علامه دهخدا
- قطعاتی از موسیقی ایرانی
- اجرای برنامه تحت ویندوزهای 95,98,2000,ME,XP
�
امکانات ویژه در محدوده معنی یک مدخل :
- جستجوی یک لغت خاص
- جستجوی شاهدها ، ترکیب ها ، امثال و معانی دیگر ( ارکان لغت )
- تفکیک شاهدها ، ترکیب ها ، امثال و معانی دیگر به وسیله رنگ
- دسترسی هم زمان به پانویس ها
- چاپ تمامی و یا قسمتی از معنی یا پانویس
امکانات جانبی برنامه
تهیه فیش از متن لغت نامه و یا ایجاد فیش مستقل
درج اطلاعات در فیش با استاندارد فارسی یونی کد
استفاده هم زمان از دیگر برنامه های تحت ویندوز
انتقال تمامی و یا بخشی از متن لغت نامه به دیگر برنامه های نشر رومیزی با رعایت استاندارد فارسی یونی کد
دسترسی هم زمان به معنی واژه انتخاب شده در دیگر متون فارسی بر اساس استاندارد یونی کد
راهنماي نصب:
- پس از دانلود فایلها را از حالت فشرده خارج کنید و با استفاده از نرم افزار Nero/Clone CD ایمیج سی دي را روی یک سی دی خام ضبط کنید. همچنین میتوانید فایل ایمیج را درون یک سی دی رام مجازی(با استفاده از برنامه virtual CD) بارگذاری کنید و اقدام به نصب نرم افزار کنید.
مانکن کیست مانکن
کسی است که مدل های هنری، فشن یا آگهی های تبلیغاتی را با حالت و ژستی خاص
نمایش می دهد. مدلینگ از سایر انواع اجرا و نمایش عمومی از قبیل بازیگری،
رقص و پانتومیم متمایز است، اگرچه مرز بین آنها کاملا مشخص نیست. معمولا
ظاهر شدن در فیلم یا نمایش- صرفنظر از ذات و طبیعت نقش- به عنوان مدلینگ
محسوب نمی شود. البته از آنجایی که مدلها عموما در عکس ها و نمایش های خود
باید احساس و هیجان خود را نشان بدهند، بسیاری از آنها خود را بازیگر می
دانند. مانکن انواع متفاوتی دارد که شامل مانکن های فریبندگی، فشن، توانایی فیزیکی، لباس شنا، هنرهای زیبا و..است. باید بدانید که نیازی نیست که تمام مدل ها زیبا باشند.
مانکن های فشن مدل
های فشن اکثرا برای نمایش مدل های لباس استفاده می شوند. مدلینگ فشن به
طور کلی به دو دسته تقسیم می شود: راهرویی و تبلیغاتی که خود این دو بخش
هم به دسته های فرعی زیر تقسیم می شود:
گفته می شود که نخستین
مدل فشن یک دختر فروشنده پاریسی به نام ماری ورنت ورث(Marie Vernet Worth)
بود. او در سال 1853 به عنوان نخستین مانکن حرفه ای فعالیت خود را آغاز
کرد تا به همسرش، چارلز فردریک ورث، طراح بزرگ فشن کمک کند.
خصوصیات فیزیکی یک مانکن هر
کشوری استانداردهای خاص خود را در زمینه مدلینگ و سایز مانکن ها دارد، اما
به عنوان یک استاندارد کلی و جهانی می توان نظریه انجمن نمایندگی های
فشن(AMA) را عنوان کرد. طبق نظر این انجمن، مانکن های زن باید استاندارد
حدود 86-61-86 cm(به ترتیب قد بالاتنه، دور کمر و دور ران) را دارا باشند؛
و قد آنها حداقل 173 سانتی متر باشد. معمولا قد مورد نیاز برای نمایش های
فشن بیشتر از این اندازه است. در آخرین نمایش های راهرویی فشن اروپا،
میانگین قد مدل ها 179 سانتی متر، میانگین وزن آنها 50 کیلوگرم، بالاتنه
بین 85 تا 90 سانتی متر، دور کمر زیر 62 سانتی متر و دور ران زیر 90 سانتی
متر بود.
ابعاد میانگین برای مدل های مرد، 180 تا 188 سانتی متر قد و وزنی بین 64 تا 75 کیلوگرم و دور ... بین 38 تا 42 می باشد. اخیرا
مدل های فشن خیلی لاغر مورد انتقاد قرار گرفته اند و بسیاری از آنها دچار
بیماری کم اشتهایی شده اند. برگزار کنندکان نمایش فشن مادرید در سپتامبر
2006 مدل های بسیار لاغر را از شرکت در نمایش های فشن محروم کردند. در دو
سال اخیر چندین مدل نیز در اثر بیماری کم اشتهایی فوت کرده اند.
سوپر مدل ها سوپر
مدل ها، مدل های برتر فشن هستند که مبالغ هنگفتی را در قبال نمایش خود
دریافت می کنند. این افراد مشهور که معمولا زن هستند، به عنوان دختران جلد
مجلات نیز شناخته می شوند و بر روی جلد مهمترین و معروفترین مجلات فشن
دنیا ظاهر می شوند. نخستین مدلی که به عنوان سوپر مدل مطرح شد، لیزا
فانسگرایوز(Lisa Fonssagrives) بود. نمایش تصویر او بر روی جلد 200 مجله
ووگ و شناخت نام او به وسیله این مجله، موجب اهمیت ووگ در شکل دهی سوپرمدل
های بعدی شد. تصویر او برروی جلد تمامی مجله های فشن دهه 1939 و 40 و 50
دیده می شد.
مانکن های فریبندگی در
عکاسی از مانکن های فریبندگی و جذابیت، بیشتر بر روی خود مانکن ها توجه می
شود تا فشن و محصولات. معمولا جذابیت و اندام مدل مورد توجه قرار می گیرد،
در حالی که در عکاسی فشن بیشتر به لباس ها توجه می شود.
مانکن های فیزیک بدنی این
مانکن ها بیشتر بر روی نشان دادن یک فیزیک بدنی سالم و ورزشکاری تمرکز می
کنند. این مدلها به ورزشکاران بادی بیلدینگ شباهت دارند، اما کمتر به
اندازه ماهیچه ها تکیه می کنند. وزن آنها تقریبا اندازه مدل های فشن است،
اما آنها به علت افزایش حجم ماهیچه نسبت به حجم چربی بدن، درصد چربی کمتری
دارند و معمولا عضلانی هستند.
مدل های لباس شنا این
مدل ها به مدل های فیزیکی شباهت دارند که بیشتر به هیکل متناسب و اندام
زنانه آنها تاکید می شود. این مدل ها اغلب خوش اندام و خوش هیکل هستند.
مدل های هنرهای زیبا نقاشان، عکاسان، مجسمه سازان و سایر هنرمندان از مدل ها برای انجام هنرنمایی خود استفاده می کنند.
مدل های اعضای بدن بعضی
از نمایندگی های مدلینگ، بخش هایی دارند که مدل های مرد و زن اندام جذاب
خاصی از بدنشان را نمایش می دهند. مثلا مدل های دست، ممکن است برای نشان
دادن محصولات آرایشی و مراقبتی ناخن استفاده شوند. مدل های پا برای نمایش
جورا ب و ساق جورابی ها، و مدل های مچ برای نشان دادن ساعت و دستبند. مدل
های زن و مردی که ریزه اندام هستند و زیر 170 قد دارند، در این قسمت موفق
خواهند بود
یک الگوریتم مجوعهی متناهی از
دستورالعمل های خوش تعریف برای انجام یک عمل است که با داشتن یک حالت
اولیه به حالت پایانی مشخص و متناظری خواهد رسید. (با استدلالی (
heuristic )مقایسه شود).
مفهوم
یک الگوریتم معمولاً با مثال دستور اشپزی توضیح داده می شود. هر چند بعضی
الگوریتم ها خیلی پیچیده تر هستند. الگوریتم ها معمولاً دارای مراحلی است
که تکرار می شود تکرار و یا تا زمان پایان برنامه نیازمند decision هایی
(مانند منطق بولی
یا نابرابری است. اگر الگوریتم مناسب و نا معیوب نباشد حتی با اجرای درست
آن هم مسئله حل نمی شود. برای مثال اجرای الگوریتم سالاد سیب زمینی در
صورتی که سیب زمینی در کار نباشد حتی اگر تمام حرکات تهیه سالاد طوری
انجام شود مثل اینکه سیب زمینی وجود دارد نا فرجام خواهد ماند.
الگوریتم
های مختلف ممکن است یک عمل را با دستورات مختلف در مدت زمان، جا، وبا تلاش
کمتر یا بیشتری نسبت به بقیه انجام دهد. برای مثال با داشتن دو دستور تهیه
ی سالاد سیب زمینی، یکی ممکن است قبل از جوشاندن اول سیب زمینی را پوست بکند
در حالی که دیگری این دو مرحله را برعکس انجام دهد، و هر دو این مراحل را
برای تمام سیب زمینی ها تکرار می کنند تا وقتی که سالاد سیب زمینی آماده
طبخ شود.(مثال ضعیف... چه کسی سیب زمینی ها را جدا جدا می جوشاند؟ و
معمولاً تهیه ی سالاد نیازی به پخت و پز ندارد...)
در
بعضی کشورها، مثل امریکا، اگر تعبیه فیزیکی الگوریتم ها ممکن باشد ممکن
است آن ها به شدت انحصاری شود (برای مثال، یک الگوریتم ضرب ممکن است در
واحد محاسبه ی یک ریز پردازنده تعبیه شود ).
الگوریتم ها به خاطر روش پردازش اطلاعات توسط کامپیوتر اساسی و حیاتی هستند، چون یک برنامه کامپیوتری
اساساً یک الگوریتم است که به کامپیوتر می گوید برای انجام یک عمل خاص مثل
محاسبه حقوق کارمندان و یا چاپ ورقه گزارش دانش آموزان،چه مراحل خاصی را
(با چه نظم خاصی) اجرا کند،.به این صورت، یک الگوریتم را می توان هر
دنباله از دستوراتی که قابل اجرا توسط یک Turing complete باشد به حساب آورد.
به
طور نمونه ای هنگامی که الگوریتم کار پرازش اطلاعات را انجام می دهد، داده
از طریق یک وسیله یا منبع ورودی گرفته، به یک وسیله خروجی یاsink نوشته و
/ یا برای استفاده در زمانی دیگر ذخیره می شود. داده ذخیره شده به عنوان
بخشی از حالت درونی(internal state) نهاد مجری الگوریتم تلقی می گردد.
برای
اعمال محاسباتی از این قبیل، الگوریتم باید به دقت تعریف شود :یعنی طوری
مشخص شود که برای حالت مختلف محتمل معتبر باشد. یعنی تمام مراحل شرطی باید
به طور سیستماتیک بررسی شود ; حالت به حالت.ضابطه مربوط به هر حالت باید
واضح (و محاسبه پذیر) باشد.
چون
الگوریتم ها لیست دقیقی از گام های دقیق است، نظم محاسبه تقریباً همیشه
برای کار کرد الگوریتم اساسی می باشد. همواره فرض می شود دستور ها روشن
هستند، و گفته می شود از" بالا آغاز" و"تا پایین کشیده می شوند"، اندیشه
ای که به طور رسمی تر توسط جریان کنترل توصیف می شود.
تا
اینجا ی بحث، رسمی سازی قواعد و قوانین برنامه نویسی امری(imperative
programming) را به خود گرفت. این عام ترین مفهوم است، و تلاش دارد با
وسایل "مکانیکی" مجزا کاری را توصیف کند؛ عملیات تخصیص، تعیین مقدار یک
متغیر، برای این مفهوم از الگوریتم رسمی شده یکتا می باشد .در زیر مثالی
از این تخصیص آمده است.
الگوریتم ها نه تنها توسط برنامه های کامپیوتری
بلکه اغلب توسط دستگاه های دیگر، از جمله شبکه بیولوژیکی عصبی (برای مثال
چگونگی انجام محاسبات توسط مغز انسان و یا اینکه یک حشره چگونه غذا را رد
یابی می کند)، یا مدارهای الکتریکی و در دستگاه های مکانیکی به کار گرفته می شود.
تحلیل و مطالعه الگوریتم ها یک شاخه از علم کامپیوتر است و اغلب به طور انتزاهی (بدون استفاده از هیچ زبان برنامه نویسی
خاص، یا دیگرابزار) انجام می شود. از این نظر، به دیگر disciplineهای
ریاضی شبیه است که در آن ها تحلیل بر disciplineهای زمینه یک الگوریتم،
تمرکز دارد و نه بر هر اجرای خاصی از الگوریتم. یک راه شامل کردن (و بعضی
مواقع رمزگذاری) الگوریتم ها نوشتن شبه دستور العمل یا برنامه است.
بعضی
برنامه نویسان تعریف "الگوریتم" را به رویه هایی که سر انجام پایان می
پذیرند محدود می کنند. بعضی دیگر با این بهانه که برای انجام این اعمال
دایمی به نهادی نیاز است، رویه های پایان نا پذیر را شامل می کنند. در
حالت دوم پیروزی نتیجه را نمی توان توقف با یک خروجی معنادارتوصیف نمود.در
عوض موفقیت باید برای سری های خروجی نا محدود تعریف شوند. برای مثال،
الگوریتمی که مشخص می کند در یک سری دودویی نامحدود تصادفی تعداد صفرها
بیشتر است یا یک ها، برای کارا بودن باید تا ابد در حال اجرا باشد. خروجی
یک الگوریتم در صورت اجرای صحیح مفید خواهد بود: چون تا هنگامی که سری را
برسی می کند اگر تعداد 0 های شمارش شده از 1 ها بیشتر شود.الگوریتم پاسخی
مثبت می دهد، و بر عکس. برای این الگوریتم موفقیت را می توان به این صورت
تعریف کرد که اگر تعداد 0 ها در این سری واقعاً از تعداد 1 ها بیشتر باشد،
که یک پاسخ مثبت و در تمام حالات دیگر ترکیبی از جواب مثبت و منفی بدهد.
فرض کنید آرایه ای از اعداد مرتب
نشده تصادفی دارید وهدف ما پیدا کردن بزرگترین عدد است.با یک نگاه به
مسئله متوجه می شوید که باید تمام اعداد آرایه را برسی کنید. با کمی فکر
کردن متوجه می شوید که هر عدد را فقط یک بار باید بررسی کنید.با این
جزییات در اینجا یک الگوریتم ساده برای آن آرایه شده است:
فرض کنید که اولین عضو آرایه بزرگترین عدد است.
عدد بعدی را با این عدد مقایسه کنید.
فقط در حالتی که آن عدد بزرگتر است،آنرا بزرگترین عدد فرض کنید.
مرحله 2 و 3 را تا پایان آرایه تکرار کنید.
در اینجا یک رمز گذاری رسمی تر یک الگوریتم در یک شبه برنامه که شبیه بیشتر زبان های برنامه نویسی است آمده است:
نماد " = " که در اینجا مورد استفاده قرار گرفت تخصیص را نشان
می دهد. یعنی مقدار سمت راست رابطه به متغیر سمت راست تخصیص داده می شود.
"" نشان دهنده عنصرcounter ام آرایه می باشد. برای مثال، اگر مقدار "counter" برابر 5 باشد، "به پنجمین عنصر آرایه اشاره می کند.
"<=" علامت "کوچکتر از، یا مساوی با" است.
توجه کنید در این الگوریتم فرض می
شود آرایه دست کم دارای یک عضو است. این الگوریتم برای یک آرایه خالی کار
نمی کند. بیشتر الگوریتم ها برای ورودی شان شرط هایی را قرار می دهند که
به آن پیش شرط (pre-conditional) گفته می شود.
بیشتر
مردمی که با الگوریتم ها کار می کنند دوست دارند بدانند یک الگوریتم به چه
میزان از یک منبع خاص (مثل زمان یا حافظه) نیاز دارد. برای به دست آوردن
مقادیر کمی، روش هایی برای تحلیل الگوریتم ها آرایه شده است.برای مثال،
اگر طول آرایه را با حرف O به همراه nنشان دهیم الگوریتم بالا به زمانی
برابر با O("n") نیاز دارد.
کلمه "الگوریتم" در اصل از نام
ریاضی دان قرن نهم ، الخوارزمی ، گرفته شده است.کلمه الگوریسم(حساب) در
اصل تنها به قوانین انجام محاسبات با اعداد عربی اطلاق می شد، اما در قرن
18 به "الگوریتم "بسط یافت. در حال حاضر این کلمه شامل تمام روش های معین
حل مسئله یا انجام یک کار می شود. اولین الگوریتم نوشته شده برای کامپیوتر، یادداشت هایی بر موتورهای تحلیلی از ادا بایرون (Ada Byron) بود که در سال 1842م نوشته شد و به خاطر آن، بسیاری او را اولین برنامه نویس می دانند. به هر حال، چون چارلز بابیج
هرگز موتور تحلیلی خود را کامل نکرد، این الگوریتم بر آن اجرا نشد. نبود
دقت ریاضی درتعریف " رویه های خوش تعریف (well-defined routines )"
مشکلاتی را برای ریاضی دان ها، و منطق دانان قرن 19 و اوایل قرن 20 پدیدآورد. این مشکل تا حد زیادی با معرفی ماشین تورینگ، مدلی انتزاهی از کامپیوتر که توسط الن تورینگ
تنظیم شد، و این بیان که هر روش توصیف "رویه های خوش تعریف" با یک ماشین
تورینگ قابل شبیه سازی است، رفع شد (این جمله به قضیه Church-Turing معروف
است). تعریف رسمی امروزی یک الگوریتم این است: یک الگوریتم، رویه ای است
که بر یک ماشین تورینگ کاملا خاص و یا یکی از شکل های مشابه اش قابل اجرا
باشد.علاقه اولیه تورینگ به مسئله توقف(halting problem)، یعنی تعیین
زمانی که الگوریتم یک رویه ی پایان بخش را بیان می کند، بود. در شرایط
کاربردی نظریه پیچیدگی محاسبه مهم تر می باشد. این نظریه شامل مسئله گیج
کننده ی الگوریتم های موسوم به NP-complete است که معمولاً بیشتر از چند
شکلی ها زمان می گیرد.
راه های زیادی برای دسته بندی
الگوریتم ها وجود دارد، تواناییها و قابلیت های هر دسته بندی موضوع بحث
کنونی بوده است. یکی از معیار های دسته بندی اسلوب شناسی طرح و یا الگو می
باشد. تعداد معینی الگو برای یک الگوریتم وجود دارد که هر کدام از بقیه
متمایز است. از این گذشته هر دسته شامل نوع های مختلفی از الگوریتم ها می
شود.چند تا از الگو های متداول عبارت است از:
تقسیم و موفقیت:الگوریتم تقسیم و موفقیت مرحله های یک مسئله را به مراحل کوچکتری از آن مسئله (معمولاً با استفاده از روش باز گشتی )تقسیم می کند، تا وقتی که مستقیماً قابل بیان با زبان برنامه نویسی موجود شود.
برنامه نویسی پویا: هنگامی که یک مسئله دارای زیر ساخت های بهینه
است، یعنی هنگامی که راه حل بهینه ی یک مسئله شامل راه حل های بهینه زیر
مسائل آن است (برای مثال، کوتاه ترین مسیر بین رأس های یک گراف
شامل کوتاه ترین مسیر بین تمام رأس های آن است) این مسئله را از پایین به
بالا با حل ساده ترین حالات در ابتدا و بعد حالات سخت تر، تا حل کامل
مسئله ادامه می دهیم.این یک الگوریتم برنامه نویسی پویا نامیده می شود.
روش حریصgreedy method:
الگوریتم حریص همانند الگوریتم برنامه نویسی پویا است، با این تفاوت که در
هر مرحله لازم نیست راه حل تمام زیر مسئله ها را پیدا کنید و فقط آن هایی
که در آن موقع مناسب تر است را انتخاب می کنید.
برنامه نویسی خطی: در روش برنامه نویسی خطی
برنامه را به چندین نا مساوی خطی تبدیل و بعد سعی می کنیم ورودی ها را
بیشینه (و یا کمینه) کنیم.بسیاری از مسائل (از جمله بیشینه شار برای رویه گرافهای جهت داررا می توان به روش برنامه نویسی خطی بیان و بعد آن را با استفاده از یک الگوریتم "عمومی" مانند الگوریتمSimplex حل کرد.
جست و جو و شمارش: بسیاری از مسائل (از جمله بازی شطرنج ) را می توان به عنوان مسائل گراف ها
الگو دهی کرد. یک الگوریتم جست و جوی گراف قوانینی رابرای حرکت در یک گراف
مشخص کرده و برای این گونه مسائل مناسب است. این دسته همچنین شامل
الگوریتم های جست و جو و backtracking می شود.
الگوی احتمال و استدلال(probabilistic and heuristic) :
الگوریتم های متعلق به این دسته بیشتراز بقیه با تعریف الگوریتم سازگارند.
الگوریتم های احتمال انتخابی را به صورت تصادفی (یا شبه تصادفی)انجام می
دهند. می توان ثابت کرد در بعضی مسائل سریعترین راه حل شامل مقداری شانس
است. الگوریتم های عمومی
برای یا فتن راه حل های یک مسائله عمل های تکاملی بیولوژیکی(
(biologicalرابا چرخه ای از جهش های تصادفی که منجر به راه حل های درستی
می شود، تقلید می کنند. به این صورت آن ها، تولیدمثل و "بقای قوی ترین" را
شبیه سازی می کنند. با در نظر گرفتن اینکه خود الگوریتم "راه حلی" برای یک
مسائله است در برنامه نویسی عمومی
این روش تا الگوریتم ها گسترش می یابد. در الگوریتم های استدلالی هدف
عمومی یافتن جواب آخر نیست، بلکه یافتن جوابی تقریبی در هنگامی که زمان و
منابع یا فتن جواب کامل عملی نیست. یک نمونه از این الگوریتم ها simulated
annealing است که الگوریتم های احتمالی استدلالی است و با یک مقدار تصادفی
راه حل یک مسائله را تغییر می دهند. نامsimulated annealing به اصطلاح
metallurgic به معنای گرم و سرد کردن آهن برای افزایش دوام مصونیت از ترک
و عیب اشاره دارد. هدف از این مغایرت )variance) های تصادفی، یافتن راه حل
های بهینه عمومی است نه راه حل های بهینه محلی، با این ایده که با نزدیک
تر شدن الگوریتم به جواب این عنصر تصادفی کاهش می یابد.
معیار دیگر برای دسته بندی الگوریتم ها اجرای آن ها است. الگوریتم باز گشتی که در برنامه نویسی تابعی(functional
programming) متداول است، الگوریتمی است، که تا رسیدن به حالتی خاص،
مکرراً خود را فراخوانی می کند. الگوریتم ها با این فرض مورد بررسی قرار
می گیرند که آن ها در یک زمان یک دستور از الگوریتم را اجرا می کنند.این
کامپپیوتر ها را گاهی کامپیوتر های سری می نامند.الگوریتمی که برای چنین
محیطی طراحی شود الگوریتم سری نامیده می شود در برابر الگوریتم موازی، که
از معماری ای استفاده می کنند که در آن چند پردازنده می توانند در آن واحد
بر یک مسائله کار کنند. احتمالاً الگوریتم های استدلالی مختلف در این دسته
قرار می گیرند، همان گونه که اسم شان (مثل الگوریتم عمومی) عملشان را
توصیف می کند.
مثلثات مطالعه اندازه گیری زاویه است. اما این سخن به معنی اندازه گیری مقدماتی زاویه در هندسه
نیست که در آن مقدار زاویه مورد نظر هر یک نقاله خوانده می شود بلکه
محاسبه با توابع خاصی است که بستگی به زوایا دارند و به علت کابردشان در
مثلثات، توابع مثلثاتی نامیده می شوند.
برای تعریف توابع مثلثاتی از یک مثلث قائم الزاویه استفاده می کنیم
به عنوان مثال می خواهیم این توابع را برای زاویه A در شکل روبرو تعریف
کنیم ما برای استفاده از این مثلث نامگذاری زیر را انجام می دهیم.
وتر ضلعی است که روبروی زاویه قائم قرار دار که بلندترین ضلع مثلث نیز می باشد و آن را با h نشان داده شده است.
ضلع مقابل زاویه A که آن را با a نشان می دهیم.
ضلع مجاور زاویه قائمه که درشکل با b نشان داده شده است.
حال توابع مثلثاتی را برای زاویه A روی مثلث ABC تعریف می کنیم.
sin: نسبت ضلع مقابل به وتر را سینوس می گویند یعنی:
cos: نسبت ضلع مجاور به وتر را گویند یعنی داریم:
tangent: نسبت ضلع مقابل زاویه به ضلع مجاور را گویند.
در یک صفحه دستگاه مختصات دکارتی، زاویه می تواند هر چهار ربع را طی کند، و مقدار آن می تواند به حسب درجه، گراد رادیان اندازه گیری شود.
ضلع متروک این زاویه، دایره با شعاع و مرکز در مبدا، دایره موسوم به دایره واحد یا یک را در نقطه قطع می کند.
زاویه در تقاطع محور ها با دایره، مقدار صفر را اختیار می کند این زاویه، طی یک دوران کامل ضلع متحرکش حول مبدا از صفحه شروع و پس از رسیدن به مکان اولیه، دارای زاویه 360 درجه می باشد.
روابط مثلثاتی که برای زوایای مختلف برقرار است. برای زوایای بزرگتر
از 360 نیز، بر قرار می باشد. مثلا برای دو تابع سینوس و کسینوس خواهیم
داشت:
تابع های هیپربولیک برای توصیف حرکت موج در اجسام کشسان، شکل
خطوط انتقال نیروی برق، توزیع دما در پره های فلزی که لوله های داغ را سرد
می کنند، خم های تعقیب و هندسه ی نظریه ی نسبیت عام به کار می روند.
سینوس هیپربولیک و کسینوس هیپربولیک با قواعدی به هم مربوط می شوند که
بسیار شبیه قواعدی هستند که سینوس و کسینوس را به هم ربط می دهند و همان
طور که می توان سینوس وکسینوس را با نقطه ی واقع بر دایره ی واحد مشخص کرد، توابع سینوس هیپربولیک و کسینوس هیپربولیک را نیز می توان با مختصات نقطه ای چون واقع بر هذلولی واحد مشخص ساخت چرا که:
بنابراین:
که معادله ی اخیر به وضوح معادله ی هذلولی واحد است.
همچنین با استفاده از تعریف های و روابط زیر نتیجه می شوند:
لذا به جای هر ترکیب و می توان ترکیبی از و قرار داد و به عکس.
نکته: چون مثبت است، معادله ی نشان می دهد که همیشه بزرگتر از است. ولی به ازای مقادیر مثبت بزرگ ، کوچک است و تقریبا برابر با خواهد بود.
چون و ، همه ی توابع هیپربولیک در صفر همان مقادیری را دارند که توابع مثلثاتی متناظرشان دارند.
کسینوس هیپربولیک تابعی زوج است و سینوس هیپر بولیک تابعی فرد، بنابر این نمودار نسبت به محور ها و نمودار نسبت به مبدا متقارن است. پس در این مورد هم توابع هیپربولیک مانند نظایر مثلثاتی شان عمل می کنند.
توابع مثلثاتی تناوبی اند در حالی که توابع هیپربولیک چنین نیستند.
برد این دو نوع توابع بسیار متفاوت است:
بین و نوسان می کند اما بین و دائما صعود می کند.
بین و نوسان می کند اما از تا و از آن تا تغییر می کند.
هیچ گاه کوچکتر از نیست اما هیچ گاه بزرگتر از نیست و همواره مثبت است.
از تا تغییر می کند اما از تا تغییر می کند.
رفتار توابع مستدیر ، ، و نظایر آن ها، وقتی ، به ازای مقادیر بزرگ حکم چندان مشخصی ندارد ولی رفتار توابع هیپربولیک بسیار شبیه رفتار و ، یا توابع ثابت صفر و یک است.
در اواخر قرن 17 میلادی، نیوتن قوانین مکانیک کلاسیک
برای حرکت اجسام ماکروسکوپی را کشف کرد. در اوایل قرن بیستم میلادی
فیزیکدانان دریافتند که حرکت ذرات کوچک مثل هستهی اتمها و الکترونها را
نمیتوان با قوانین مکانیک کلاسیک توجیه کرد و از این رو توجیه حرکت این
ذرات با مجموعهای از قوانین به نام مکانیک کوانتوم
انجام پذیرفت. شیمی کوانتوم قوانین مکانیک کوانتوم را در مسایل مربوط به
شیمی مورد استفاده قرار میدهد. تاثیرات شیمی کوانتوم در تمامی
زیرشاخههای شیمی محسوس است.
شیمیفیزیکدانان از شیمیکوانتوم (به همراه ترمودینامیک آماری) برای
محاسبهی خواص ترمودینامیکی گازها، توضیح طیفهای مولکولی و نیز بدست
آوردن تجربی برخی از خواص مولکول (مانند طول و زاویه پیوندها، ممان
دوقطبی، تفاوت انرژی در صورتبندیهای متفاوت و...) استفاده میکنند.
شیمیآلی دانان از این علم به منظور تعیین پایداری مولکولها، محاسبهي
حد واسط واکنشها، تحقیق مکانیزم انجام واکنشها، پیشبینی خواص آروماتیکی
ترکیبات و توجیه طیفهای NMR استفاده میکنند.
شیمیتجزیهدانان به طور گسترده از روشهای طیفبینی استفاده میکنند.
فرکانسها و شدت خطوط طیفی به سادگی میتوانند با شیمیکوانتوم درک و
توجیه شوند. موارد استفادهی دیگر برای آنها توضیح مکانیزم واکنشهای
الکتروشیمیایی است.
شیمیمعدنیدانها از نظریه میدان لیگاند، و روشهای تقریبی مکانیک
کوانتوم برای توجیه خواص و انتقالات الکترونی در کمپلکسهای فلزات واسطه
استفاده میکنند.
هر چند که اندازهی بزرگ مولکولهای زیستی استفاده از محاسبات کوانتومی
را برای آنها دشوار میسازد اما زیستشیمیپیشهها به طور روز افزون از
مطالعات کوانتومی بهره میبرند. به خصوص در زمینهی پیوند بین آنزیم و
سوبسترا و حلالپوشی مولکولهای زیستی.
این اصل در سادهترین شکل خود بیان میکند که نمیتوان با هر دقت دلخواهی مکان و تکانهٔ
هر ذره را همزمان اندازه گرفت. طبق این اصل، اگر بخواهیم خطای اندازهگیری
یکی از این دو کمیت را کاهش دهیم، خطا در اندازهگیری کمیت دیگر به ناچار
زیاد خواهد شد. به زبان دقیقتر، رابطهٔ ریاضی زیر بین خطای اندازهگیری
این دو کمیت برقرار است:
در این رابطه، σ (سیگما) نشاندهندهٔ انحراف معیار در اندازهگیری مکان و تکانه است و ثابت کاهیدهٔ پلانک(یا اچ بار) (یعنی ثابت پلانک تقسیم بر ) و تقریباً برابر با
است. این رابطه نشان میدهد که حاصلضرب خطای اندازهگیری در اندازهگیری
همزمان هر یک از این دو کمیت همیشه بزرگتر از یک مقدار مثبت مشخص است و
هیچ گاه نمیتواند صفر باشد. اصل عدم قطعیت یک محدودیت بنیادی را در میزان
اطلاعاتی که میتوانیم از یک سامانهٔ فیزیکی بگیریم، بیان میکند.
برای دیدن هر ذره احتیاج است که نور به آن ذره برخورد کرده و بازگردد.
آنگاه ذره قابل مشاهده است. بنابراین نور با ذره نخست برهمکنش انجام داده
است. بسته به جرم و اندازهٔ ذره، ممکن است حالت ذره، مثلا مکان آن تغییر
کند. مشاهدهٔ جسم یک نوع اندازهگیری است که بر روی جسم صورت می گیردو
بنابراین هر اندازه گیری حالت جسم را تغییر میدهد. اما این تغییر حالت در
دنیای فیزیک کلاسیک قابل لمس نیست و می توان از آن چشم پوشید. اما در
دنیای اتم و زیراتم این تغییر بسیار اهمیت دارد. چون انرژی منتقل شده از
اندازهگیری میتواند تغییر اساسی در حالت اتم، الکترون و... به وجود
آورد. بنابراین هر اندازهگیری روی اتمها یاالکترونها تغییری در یک
ویژگی آن، مثلا مکان، به وجود میآورد. حالا فرض میکنیم که میخواهیم
مکان یک اتم را مشخص کنیم. نخست باید روی آن اندازهگیری برای تشخیص مکان
صورت گیرد. این اندازه گیری مکان قبلی الکترون را تغییر داده است. پس
نمیتوان در یک لحظه هم اندازه گرفت و هم مکان دقیق الکترون را دانست. این
مفهوم برای تمام ذرات در حوزهٔ کوانتوم صادق است. اندازه گیری روی یک
سیستم، یک آشفتگی در آن سیستم به وجود میآورد و حالت سیستم را تغییر
میدهد. مثال دیگری برای درک بهتر این اصل وجود دارد.فرض میکنیم که در یک
اتاق تاریک که در آن تعدادی بادکنک گذاشته شده است قرار داریم.از ما
خواسته می شود که مکان یکی از این بادکنک ها را مشخص کنیم.به علت تاریکی
اتاق مجبور هستیم که با دست خود به جستجوی آنها بپردازیم.مسلم است که اگر
دست ما به یکی از آنها برخورد کند،آن را یافته ایم.اما این برخورد باعث می
شود که بادکنک از مکان قبلی خود حرکت کند و به مکان جدیدی برود.اگر این
کار را تکرار کنیم،همین نتیجه بدست می آید.بنابراین با مشخص کردن مکان
بادکنک، یک آشفتگی و تغییر درآن بوجود آورده ایم.بنابر این نمی توانیم هم
مکان آن و هم مسیر آن (تکانه)را مشخص کنیم.
اصل عدم قطعیت بین هر دو کمیتی که در مکانیک کوانتومی عملگرهایشان با هم جابجا نشوند، وجود دارد. در حالت کلی برای دو کمیت دلخواه A و B رابطهٔ عدم قطعیت زیر برقرار است: در این رابطه نمایانگر عملگر کوانتومی متناظر با کمیت در مکانیک کوانتومی است و جابجاگر دو عملگر و است ().
در مکانیک کوانتومی حالت هر ذره با یک تابع موج مشخص میشود. تابع موج احتمال
حضور ذره در مکانهای مختلف فضا را مشخص میکند. مقدارهای مختلفی که از
اندازهگیریهای مکان جسمی با یک تابع موج مشخص به دست میآید، توزیع مکان
آن جسم را تشکیل میدهد. خطا در اندازهگیری مکان جسم، همان انحراف معیار
توزیع مکان آن است.
رابطهٔ دیگری نیز به صورت زیر برقرار است که به آن رابطهٔ عدم قطعیت انرژی-زمان گفته میشود:
معنای این رابطه متفاوت با معنای روابط عدم قطعیت بین سایر کمیتهای دینامیکی است. در این رابطه
نمایانگر سرعت تحول زمانی سیستم است؛ یعنی زمانی که طول میکشد تا هریک از
متغیرهای دینامیکی به اندازهٔ انحراف معیار خود تغییر کند.
آزمایش گربه شرودینگر: مفاهیم عمیق فلسفی مکانیک کوانتومی دانشمندان زیادی را به خود جلب کردهاست.
مکانیک کوانتومی شاخهای بنیادی از فیزیک نظری است که در مقیاس اتمی و زیراتمی به جای مکانیک کلاسیک و الکترومغناطیس کلاسیک به کار میرود. مکانیک کوانتومی بنیادیتر از مکانیک نیوتنی و الکترومغناطیس کلاسیک
است، زیرا در مقیاسهای اتمی و زیراتمی که این نظریهها با شکست مواجه
میشوند، میتواند با دقت زیادی بسیاری از پدیدهها را توصیف کند. مکانیک
کوانتومی به همراه نسبیت عام پایههای فیزیک جدید را تشکیل میدهند.
توصیف مکانیک کوانتومی از رفتار سامانههای فیزیکی اهمیت زیادی دارد،
زیرا در مقیاس اتمی نظریههای کلاسیک نمیتوانند توصیف درستی ارائه دهند.
مثلاً، اگر قرار بود مکانیک نیوتنی و الکترومغناطیس کلاسیک بر رفتار یک اتم حاکم باشند، الکترونها به سرعت به سمت هسته اتم حرکت میکردند و به آن برمیخوردند. ولی در دنیای واقعی الکترونها در نواحی خاصی دور اتمها باقی میمانند.
آزمایش مشهور دوشکاف یانگ
در ساختار مکانیک کوانتومی، حالت هر سیستم در هر لحظه به وسیلهٔ یک تابع موجمختلط توصیف میشود (که در مورد الکترونهای یک اتم گاهی به آن اُربیتال میگویند). با این ابزار ریاضی میتوان احتمال
نتایج مختلف در آزمایشها را پیشبینی کرد. مثلاً با آن میتوان احتمال
یافتن الکترون را در ناحیهٔ خاصی در اطراف هسته در یک زمان مشخص محاسبه
کرد. بر خلاف مکانیک کلاسیک، نمیتوان همزمان کمیتهای مزدوج را، مانند
مکان و تکانه، با هر دقتی پیشبینی کرد. مثلاً میتوان گفت که الکترون در
ناحیهٔ مشخصی از فضا است، ولی مکان دقیق آن را نمیتوان معلوم کرد. البته
معنی این حرف این نیست که الکترون در تمام این ناحیه پخش شدهاست. الکترون
در یک ناحیه از فضا یا هست و یا نیست. این ناتوانی در تعیین مکان الکترون
را اصل عدم قطعیت هایزنبرگ به طور ریاضی بیان میکند.
پدیدهٔ دیگری که منجر به پیدایش مکانیک کوانتومی شد، امواج الکترومغناطیسی مانند نور بودند. ماکس پلانک در سال ۱۹۰۰ هنگام مطالعه بر روی تابش جسم سیاه کشف کرد که انرژی این امواج را میتوان به شکل بستههای کوچکی در نظر گرفت. آلبرت اینشتین از این فکر بهره برد و نشان داد که امواجی مثل نور را میتوان با ذرهای به نام فوتون که انرژیاش به بسامدش بستگی دارد توصیف کرد. این نظریهها به دیدگاهی به نام دوگانگی موج-ذره
بین ذرات زیراتمی و امواج الکترومغناطیسی منجر شد که در آن ذرات نه موج و
نه ذره بودند، بلکه ویژگیهای هر دو را از خود بروز میدادند. مکانیک
کوانتومی علاوه بر این که دنیای ذرات بسیار ریز را توصیف میکند، برای
توضیح برخی از پدیدههای بزرگمقیاس (ماکروسکوپیک) هم کاربرد دارد، مانند ابررسانایی و ابرشارگی.
اثرات و پدیدههایی که در مکانیک کوانتومی و نسبیت پیشبینی میشوند،
فقط برای اجسام بسیار ریز یا در سرعتهای بسیار بالا آشکار میشوند.
تقربیاً همهٔ پدیدههایی که انسان در زندگی روزمره با آنها سروکار دارد
به طور کاملاً دقیقی توسط فیزیک نیونتی قابل پیشبینی است.
در مقادیر بسیار کم ماده، یا در انرژیهای بسیار پایین، مکانیک
کوانتومی اثرهایی را پیشبینی میکند که فیزیک کلاسیک از پیشبینی آن
ناتوان است. ولی اگر مقدار ماده یا سطح انرژی را افزایش دهیم، به حدی
میرسیم که میتوانیم قوانین فیزیک کلاسیک را بدون این که خطای قابل
ملاحظهای مرتکب شده باشیم، برای توصیف پدیدهها به کار ببریم. به این
«حد» که در آن قوانین فیزیک کلاسیک (که معمولاً سادهتر هستند) میتوانند
به جای مکانیک کوانتومی پدیدهها را به درستی توصیف کنند، حد کلاسیک گفته میشود.
وقتی میخواهیم مکانیک کوانتومی را با نظریهٔ نسبیت عام (که توصیفگر فضا-زمان در حضور گرانش است) ترکیب کنیم، به ناسازگاریهایی برمیخوریم که این کار را ناممکن میکند. حل این ناسازگاریها هدف بزرگ فیزیکدانان قرن بیستم و بیستویکم است. فیزیکدانان بزرگی همچون استیون هاوکینگ در راه رسیدن به نظریهٔ وحدتیافتهٔ نهایی تلاش میکنند؛ نظریهای که نه تنها مدلهای مختلف فیزیک زیراتمی را یکی کند، بلکه چهار نیروی بنیادی طبیعت -نیروی قوی، نیروی ضعیف، الکترومغناطیس و گرانش- را نیز به شکل جلوههای مختلفی از یک نیرو یا پدیده نشان دهد.
توضيحات جامع و كامل در باره ي ايران از زبان ويكي پديا شماره 7
17th century painting from Hasht-Bahesht palace, Isfahan
Greater Iran is home to one of the richest artistic traditions in world history and encompasses many disciplines, including architecture, painting, weaving, pottery, calligraphy, metalworking and stone masonry.
Carpet-weaving is one of the most distinguished manifestations of
Persian culture and art, and dates back to ancient Persia. Persians
were among the first to use mathematics, geometry, and astronomy
in architecture and also have extraordinary skills in making massive
domes which can be seen frequently in the structure of bazaars and
mosques. The main building types of classical Iranian architecture are the mosque and the palace. Iran, besides being home to a large number of art houses and galleries, also holds one of the largest and valuable jewel collections in the world. The oldest backgammon in the world along with 60 pieces has been unearthed in southeastern Iran.[125]
Ancient Iranians built Qanats and Yakhchal to provide and keep water. The first windmill appeared in Iran in the 9th century.[127] Iranians contributed significantly to the current understanding of astronomy, natural science, medicine, mathematics, and philosophy. Muhammad ibn Mūsā al-Khwārizmī
is widely hailed as the father of algebra. The discovery ethanol
(alcohol) was first achieved by Persian alchemists such as Muhammad ibn
Zakarīya Rāzi. Throughout the Middle Ages, the natural philosophy and mathematics of the Ancient Greeks and Persians were furthered and preserved within Persia. The Academy of Gundishapur was a renowned centre of learning in the city of Gundeshapur during late antiquity and was the most important medical centre of the ancient world during the sixth and seventh centuries.[128] During this period, Persia became a centre for the manufacture of scientific instruments, retaining its reputation for quality well into the 19th century.
The construction of modern buildings for Iranian universities was one
of the major governmental policies in the last years; Najaf-abad branch
of Islamic Azad University
Iran strives to revive the golden age of Persian science. The
country has increased its publication output nearly tenfold from 1996
through 2004, and has been ranked first in terms of output growth rate
followed by China.[129] Despite the limitations in funds, facilities, and international collaborations, Iranian scientists remain highly productive in several experimental fields as pharmacology, pharmaceutical chemistry, organic chemistry, and polymer chemistry. Iranian scientists are also helping construct the Compact Muon Solenoid, a detector for CERN's Large Hadron Collider.
With two thirds of Iran's population under the age of 25, sports
constitutes a highly active portion of Iran's society, both traditional
and modern. Iran hence was the birthplace of sports such as polo,[136] and Varzesh-e Pahlavani.
Freestyle wrestling has been traditionally referred to as Iran's national sport, but today, the most popular sport in Iran is football (soccer), with the national team having reached the World Cup finals three times, and having won the Asian Cup on three occasions. Iran was the first country in the Middle East to host the Asian Games. It is home to several unique skiing resorts,[137] with the Tochal
resort being the world's fifth-highest ski resort (3,730 m/12,238 ft at
its highest station) situated only fifteen minutes away from Tehran.
Being a mountainous country, Iran offers enthusiasts abundant
challenges for hiking, rock climbing,[138] and mountain climbing.[139][140][141] Iranian women are also active in sports.
توضيحات جامع و كامل در باره ي ايران از زبان ويكي پديا شماره 6
Iran's population increased dramatically during the latter half of
the 20th century, reaching about 70 million by 2006. In recent years,
however, Iran's birth rate has dropped significantly. Currently the population is almost 72 million[107] Studies show that Iran's rate of population growth will continue to slow until it stabilizes above 90 million by 2050.[108][109] More than two-thirds of the population is under the age of 30, and the literacy rate is 82%.[26]
Women today compose more than half of the incoming classes for
universities around the country and increasingly continue to play
pivotal roles in society.
Population of Iran
Iran hosts one of the largest refugee populations in the world, with more than one million refugees, mostly from Afghanistan and Iraq. Since 2006, Iranian officials have been working with the UNHCR and Afghan officials for their repatriation.[110]
Religion in Iran is dominated by the TwelverShi'a branch of Islam, which is the official state religion and to which about 89% of Iranians belong. About 9% of Iranians belong to the Sunni branch of Islam, mainly Kurds and Iran's Balochi Sunni. The remaining 2% are non-Muslim religious minorities, including Bahá'ís, Mandeans, Hindus, Yezidis, Yarsanis, Zoroastrians, Jews, and Christians.[26] The latter three minority religions are officially recognized and protected, and have reserved seats in the Majlis (Parliament). However the Bahá'í Faith,
Iran's largest religious minority, is not officially recognized, and
has been persecuted during its existence in Iran. Since the 1979
revolution the persecution of Bahá'ís
has increased with executions, the denial of civil rights and
liberties, and the denial of access to higher education and employment.[111][112] Currently, the Islamic Republic of Iran is noted for significant human rights violations, despite efforts by human right activists, writers, NGOs and some political parties. Human rights violations include governmental impunity, restricted freedom of speech, gender inequality, treatment of homosexuals, execution of minors, and in some cases torture.
City Theater of Tehran, the largest Theater auditorium in the Middle East
The Culture of Iran is a mix of ancient pre-Islamic culture and Islamic culture. Iranian culture probably originated in Central Asia and the Andronovo culture is strongly suggested as the predecessor of Iranian culture ca. 2000 BC. Iranian culture has long been a predominant culture of the Middle East and Central Asia, with Persian
considered the language of intellectuals during much of the 2nd
millennium, and the language of religion and the populace before that.
The Sassanid era
was an important and influential historical period in Iran as Iranian
culture influenced China, India and Roman civilization considerably,[114] and so influenced as far as Western Europe and Africa.[115] This influence played a prominent role in the formation of both Asiatic and European medieval art.[116] This influence carried forward to the Islamic world. Much of what later became known as Islamic learning, such as philology, literature, jurisprudence, philosophy, medicine, architecture and the sciences were based on some of the practises taken from the Sassanid Persians to the broader Muslim world.[117][118][119]
The statue of Ferdowsi in the Ferdwosi Square of Tehran
After Islamicization of Iran Islamic rituals have penetrated in the Iranian culture. The most noticeable one of them is commemoration of Husayn ibn Ali. Every year in Day of Ashura most of Iranians, including Armenians and Zoroastrians participate in mourning for the martyrs of battle of Karbala. Daily life in modern Iran is closely interwoven with Shia Islam
and the country's art, literature, and architecture are an ever-present
reminder of its deep national tradition and of a broader literary
culture.[119][120] The Iranian New Year (Nowruz)
is an ancient tradition celebrated on 21 March to mark the beginning of
spring in Iran. It is also celebrated in Afghanistan, Republic of
Azerbaijan, Uzbekistan, Turkmenistan, Tajikistan, Kazakhstan and
previously also in Georgia and Armenia. It is also celebrated by the
Iraqi and Anatolian Kurds.[121] Norouz was nominated as one of UNESCO's Masterpieces of the Oral and Intangible Heritage of Humanity in 2004.[122]
The cuisine of Iran
is diverse, with each province featuring dishes, as well as culinary
traditions and styles, distinct to their regions. The main Persian
cuisines are combinations of rice with meat, chicken or fish and some
onion, vegetables, nuts, and herbs. Herbs are frequently used along
with fruits such as plums, pomegranates, quince, prunes, apricots, and
raisins. To achieve a balanced taste, characteristic flavourings such
as saffron, dried limes, cinnamon, and parsley are mixed delicately and
used in some special dishes. Onions and garlic are normally used in the
preparation of the accompanying course, but are also served separately
during meals, either in raw or pickled form. Iranian food is not spicy.
Iranian cinema
has thrived in modern Iran, and many Iranian directors have garnered
worldwide recognition for their work. Iranian movies have won over
three hundred awards in the past twenty-five years. One of the
best-known directors is Abbas Kiarostami. The media of Iran
is a mixture of private and state-owned, but books and movies must be
approved by the Ministry of Culture and Islamic Guidance before being
released to the public. State censorship is often brought upon films which do not meet approval. The Internet has become enormously popular among the Iranian youth. Iran is now the world's fourth largest country of bloggers.[123]
The region where Persian (green) and other Iranian languages are spoken
Article 15 of the Iranian constitution states that the "Official
language (of Iran)... is Persian...[and]... the use of regional and
tribal languages in the press and mass media, as well as for teaching
of their literature in schools, is allowed in addition to Persian."
Persian serves as a lingua franca
in Iran and most publications and broadcastings are in this language.
Next to Persian there are many publications and broadcastings in other
relatively large languages of Iran such as Azeri, Kurdish and even in relatively smaller ones such as Arabic and Armenian. Many languages have originated from Iran, but Persian is the most used language. Persian is a tongue belonging to the Aryan or Indo-Iranian branch of the Indo-European family of languages. The oldest records in Old Persian date back to the Achaemenid Empire[124] and examples of Old Persian have been found in present-day Iran, Iraq, Turkey and Egypt. In the late 8th century the Persian language was highly Arabized and written in a modified Arabic script. This caused a movement supporting the revival of Persian. An important event of this revival was the writing of the Shahname by Ferdowsi (Persian: Epic of Kings),
Iran's national epic, which is said to have been written entirely in
native Persian. This gave rise to a strong reassertion of Iranian
national identity, and is in part credited for the continued existence
of Persian as a separate language.
“
بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی
For thirty years, I suffered much pain and strife
with Persian I gave the Ajam verve and life
Persian beside Arabic has been a medium for literary and scientific contributions to the Islamic world especially in Anatolia, central Asia and Indian sub-continent.
Poetry is a very important part of Persian culture. Poetry is used in
many classical works, whether from Persian literature, science, or
metaphysics. For example about half of Avicenna's medical writings are known to be versified. Iran has produced a number of famous poets, however only a few names such as Rumi and Omar Khayyám have surfaced among western popular readership, even though the likes of Hafez and Saadi
are considered by many Iranians to be just as influential. The books of
famous poets have been translated into western languages since 1634. An
example of Persian poetic influence is the poem below which is
inscribed on the entrance of United Nations' Hall of Nations.
“
بنى آدم اعضاء يک پیکرند
که در آفرينش ز يک گوهرند
چو عضوى بدرد آورد روزگارد
دگر عضوها را نماند قرار
Of one Essence is the human race
thus has Creation put the base
One Limb impacted is sufficient
For all Others to feel the Mace
The political system of the Islamic Republic is based on the 1979 Constitution. The system comprises several intricately connected governing bodies. The Supreme Leader of Iran is responsible for delineation and supervision of the general policies of the Islamic Republic of Iran.[73] The Supreme Leader is Commander-in-Chief of the armed forces, controls the military intelligence and security operations; and has sole power to declare war or peace.[73]
The heads of the judiciary, state radio and television networks, the
commanders of the police and military forces and six of the twelve
members of the Council of Guardians are appointed by the Supreme Leader.[73] The Assembly of Experts elects and dismisses the Supreme Leader on the basis of qualifications and popular esteem.[74] The Assembly of Experts is responsible for supervising the Supreme Leader in the performance of legal duties.
After the Supreme Leader, the Constitution defines the President of Iran as the highest state authority.[73][75] The President is elected by universal suffrage for a term of four years and can only be re-elected for one term.[75] Presidential candidates must be approved by the Council of Guardians prior to running in order to ensure their allegiance to the ideals of the Islamic revolution.[76]
The President is responsible for the implementation of the Constitution
and for the exercise of executive powers, except for matters directly
related to the Supreme Leader, who has the final say in all matters.[73] The President appoints and supervises the Council of Ministers, coordinates government decisions, and selects government policies to be placed before the legislature.[77]
Eight Vice-Presidents serve under the President, as well as a cabinet
of twenty two ministers, who must all be approved by the legislature.[78]
Unlike many other states, the executive branch in Iran does not control
the armed forces. Although the President appoints the Ministers of
Intelligence and Defense, it is customary for the President to obtain
explicit approval from the Supreme Leader for these two ministers
before presenting them to the legislature for a vote of confidence.
Iran's current president, Mahmoud Ahmadinejad, was elected in a run-off poll in the 2005 presidential elections. His term expires in 2009.[79]
As of 2008 the Legislature of Iran (also known as the Majlis of Iran) is a unicameral body.[80] Before the Iranian Revolution, the legislature was bicameral, but the upper house was removed under the new constitution. The Majlis of Iran comprises 290 members elected for four-year terms.[80] The Majlis drafts legislation, ratifies international treaties, and approves the national budget. All Majlis candidates and all legislation from the assembly must be approved by the Council of Guardians.[81] The Council of Guardians comprises twelve jurists including six appointed by the Supreme Leader. The others are elected by the Parliament from among the jurists nominated by the Head of the Judiciary.[82][75] The Council interprets the constitution and may veto Parliament. If a law is deemed incompatible with the constitution or Sharia (Islamic law), it is referred back to Parliament for revision.[75]
In a controversial exercise of its authority, the Council has drawn
upon a narrow interpretation of Iran's constitution to veto
parliamentary candidates. The Expediency Council
has the authority to mediate disputes between Parliament and the
Council of Guardians, and serves as an advisory body to the Supreme
Leader, making it one of the most powerful governing bodies in the
country.[83]
The Supreme Leader appoints the head of Iran's Judiciary, who in turn appoints the head of the Supreme Court and the chief public prosecutor.[84]
There are several types of courts including public courts that deal
with civil and criminal cases, and "revolutionary courts" which deal
with certain categories of offenses, including crimes against national security. The decisions of the revolutionary courts are final and cannot be appealed.[84] The Special Clerical Court handles crimes allegedly committed by clerics, although it has also taken on cases involving lay people.
The Special Clerical Court functions independently of the regular
judicial framework and is accountable only to the Supreme Leader. The
Court's rulings are final and cannot be appealed.[84]
The Assembly of Experts,
which meets for one week annually, comprises 86 "virtuous and learned"
clerics elected by adult suffrage for eight-year terms. As with the
presidential and parliamentary elections, the Council of Guardians determines candidates' eligibility.[84]
The Assembly elects the Supreme Leader and has the constitutional
authority to remove the Supreme Leader from power at any time.[84]
As all of their meetings and notes are strictly confidential, the
Assembly has never been publicly known to challenge any of the Supreme
Leader's decisions.[84]
Local City Councils
are elected by public vote to four-year terms in all cities and
villages of Iran. According to article seven of Iran's Constitution,
these local councils together with the Parliament are "decision-making
and administrative organs of the State". This section of the
constitution was not implemented until 1999 when the first local
council elections were held across the country. Councils have many
different responsibilities including electing mayors, supervising the
activities of municipalities; studying the social, cultural,
educational, health, economic, and welfare requirements of their
constituencies; planning and co-ordinating national participation in
the implementation of social, economic, constructive, cultural,
educational and other welfare affairs.
Iran's foreign relations
are based on two strategic principles: eliminating outside influences
in the region and pursuing extensive diplomatic contacts with
developing and non-aligned countries. Iran maintains diplomatic relations with almost every member of the United Nations, except for Israel, which Iran does not recognize, and the United States since the Iranian Revolution.[85] Since 2005, Iran's Nuclear Program
has become the subject of contention with the West because of
suspicions regarding Iran's military intentions. This has led the UN Security Council to impose sanctions against Iran on select companies linked to this program, thus furthering its economic isolation on the international scene.
The Islamic Republic of Iran has two kinds of armed forces: the regular forces Islamic Republic of Iran Army, Islamic Republic of Iran Air Force, Islamic Republic of Iran Navy and the Islamic Revolutionary Guards Corps
(IRGC), totalling about 545,000 active troops. Iran also has around
350,000 Reserve Force totaling around 900,000 trained troops.[86] Iran has not invaded any country over the past two centuries.[87] Iran has a paramilitary, volunteer militia force within the IRGC, called the Basij,
which includes about 90,000 full-time, active-duty uniformed members.
Up to 11 million men and women are members of the Basij who could
potentially be called up for service; GlobalSecurity.org estimates Iran could mobilize "up to one million men". This would be among the largest troop mobilizations in the world.[88] In 2005, Iran's military spending represented 3.3% of the GDP or $91 per capita, the lowest figure of the Persian Gulf nations.[89] Iran's military doctrine is based on deterrence.[90]
Iran's economy is a mixture of central planning, state ownership of oil and other large enterprises, village agriculture, and small-scale private trading and service ventures.[93] Its economic infrastructure has been improving steadily over the past two decades but continues to be affected by inflation and unemployment.[94] In the early 21st century the service sector contributed the largest percentage of the GDP, followed by industry (mining and manufacturing) and agriculture.
In 2006, about 45% of the government's budget came from oil and natural
gas revenues, and 31% came from taxes and fees. Government spending
contributed to an average annual inflation rate of 14% in the period
2000–2004. Iran has earned $70 billion in foreign exchange reserves mostly (80%) from crude oil exports (2007).[95] In 2007, the GDP was estimated at $206 billion ($852 billion at PPP), or $3,160 per capita ($12,300 at PPP).[26] Iran's official annual growth rate is at 6%.[96]
Because of these figures and the country’s diversified but small
industrial base, the United Nations classifies Iran's economy as
semi-developed.[97]
The services sector has seen the greatest long-term growth in terms
of its share of GDP, but the sector remains volatile. State investment
has boosted agriculture with the liberalization of production and the
improvement of packaging and marketing helping to develop new export
markets. Thanks to the construction of many dams throughout the country in recent years, large-scale irrigation schemes, and the wider production of export-based agricultural items like dates, flowers, and pistachios, produced the fastest economic growth of any sector in Iran over much of the 1990s.
Tehran was one of the first cities in Iran which was modernized in the Pahlavi era.
Close to 1.8% of national employment is generated in the tourism
sector which is slated to increase to 10% in the next five years.[98] About 1,659,000 foreign tourists visited Iran in 2004; most came from Asian countries, including the republics of Central Asia, while a small share came from the countries of the European Union and North America. Iran currently ranks 89th in tourist income, but is rated among the 10 most touristic countries in the world.[99]
Weak advertising, unstable regional conditions, a poor public image in
some parts of the world, and absence of efficient planning schemes in
the tourism sector have all hindered the growth of tourism.
The administration continues to follow the market reform plans of
the previous one and indicated that it will diversify Iran's
oil-reliant economy. Iran has also developed a biotechnology, nanotechnology, and pharmaceuticals industry.[100]
The strong oil market since 1996 helped ease financial pressures on
Iran and allowed for Tehran's timely debt service payments. Iranian budget deficits have been a chronic problem, mostly due to large-scale state subsidies, that include foodstuffs and especially gasoline, totaling more than $84 billion in 2008 for the energy sector alone.[101][102]
The authorities so as the private sector have put in the past 15
years an emphasis on the local production of domestic-consumption
oriented goods such as home appliances, cars, agricultural products,
pharmaceutical, etc. Today, Iran possesses a good manufacturing
industry, despite restrictions imposed by foreign countries. However, nationalized industries such as the bonyads have often been managed badly, making them ineffective and uncompetitive with years. Today, the government is trying to privatize these industries, such as Damavand
mineral water company, and despite some successes, there are still
several problems to be overcome such as the lagging corruption in the
public sector (and therefore, nationalized industries) and lack of
competitiveness.
Globally, Iran has leading manufacture industry in the fields of
car-manufacture and transportations, construction materials, home
appliances, food and agricultural goods, armaments, pharmaceuticals,
information technology, power and petrochemicals.[103]
Iran holds 10% of the world's proven oil reserves and 15% of its gas. It is OPEC's second largest exporter and the world's fourth oil producer.
Iran ranks second in the world in natural gas reserves and also second in oil reserves.[104] It is OPEC's 2nd largest oil exporter. In 2005, Iran spent US$4 billion dollars on fuel imports, because of contraband and inefficient domestic use.[105]
Oil industry output averaged 4 million barrels per day (640,000 m³/d)
in 2005, compared with the peak of six million barrels per day reached
in 1974. In the early 2000s, industry infrastructure was increasingly inefficient because of technological lags. Few exploratory wells were drilled in 2005.
In 2004, a large share of Iran’s natural gas reserves were untapped. The addition of new hydroelectric stations and the streamlining of conventional coal
and oil-fired stations increased installed capacity to 33,000
megawatts. Of that amount, about 75% was based on natural gas, 18% on
oil, and 7% on hydroelectric power. In 2004, Iran opened its first wind-powered and geothermal plants, and the first solar thermal plant is to come online in 2009. Demographic trends and intensified industrialization have caused electric power
demand to grow by 8% per year. The government’s goal of 53,000
megawatts of installed capacity by 2010 is to be reached by bringing on
line new gas-fired plants and by adding hydroelectric, and nuclear power generating capacity. Iran’s first nuclear power plant at Bushehr is set to go online late 2008 or early 2009.[106]
توضيحات جامع و كامل در باره ي ايران از زبان ويكي پديا شماره 4
Iran's first encompassing Shi'a Islamic state was established under the Safavid Dynasty (1501–1722) by Shah Ismail I.
The Safavid Dynasty soon became a major political power and promoted
the flow of bilateral state contacts. The Safavid peak was during the
rule of Shah Abbas The Great.[16] The Safavid Dynasty frequently warred with the Ottoman Empire, Uzbek tribes and the Portuguese Empire. The Safavids moved their capital from Tabriz to Qazvin and then to Isfahan,
where their patronage for the arts propelled Iran into one of its most
aesthetically productive eras. Under their rule, the state became
highly centralized, the first attempts to modernize the military were
made, and even a distinct style of architecture developed. In 1722 Afghan rebels defeated Shah Sultan Hossein and ended the Safavid Dynasty, but in 1735, Nader Shah successfully drove out the Afghan rebels from Isfahan and established the Afsharid Dynasty. He then staged an incursion into India in 1738, securing the Peacock throne, Koh-i-Noor, and Darya-ye Noor among other royal treasures. His rule did not last long however, and he was assassinated in 1747. The Mashhad based Afshar Dynasty was succeeded by the Zand dynasty in 1750, founded by Karim Khan, who established his capital at Shiraz. His rule brought a period of relative peace and renewed prosperity.
In 1951 Dr. Mohammed Mossadegh was elected prime minister. As prime minister, Mossadegh became enormously popular in Iran after he nationalized Iran's oil reserves. In response, Britain embargoed Iranian oil and, amidst Cold War fears, invited the United States to join in a plot to depose Mossadegh, and in 1953 President Dwight D. Eisenhower authorized Operation Ajax.
The operation was successful, and Mossadegh was arrested on 19 August
1953. After Operation Ajax, Mohammad Reza Pahlavi's rule became
increasingly autocratic.
With American support, the Shah was able to rapidly modernize Iranian
infrastructure, but he simultaneously crushed all forms of political
opposition with his intelligence agency, SAVAK. AyatollahRuhollah Khomeini became an active critic of the Shah's White Revolution
and publicly denounced the government. Khomeini was arrested and
imprisoned for 18 months. After his release in 1964 Khomeini publicly
criticized the United States government. The Shah was persuaded to send
him into exile by General Hassan Pakravan. Khomeini was sent first to Turkey, then to Iraq and finally to France. While in exile, he continued to denounce the Shah.
The Iranian Revolution, also known as the Islamic Revolution,[58][59][60] began in January 1978 with the first major demonstrations against the Shah.[61] After strikes and demonstrations paralysed the country and its economy, the Shah fled the country in January 1979 and Ayatollah Khomeini returned from exile to Tehran. The Pahlavi Dynasty
collapsed ten days later, on 11 February, when Iran's military declared
itself "neutral" after guerrillas and rebel troops overwhelmed troops
loyal to the Shah in armed street fighting. Iran officially became an
Islamic Republic on 1 April 1979 when Iranians overwhelmingly approved
a national referendum to make it so.[17][18] In December 1979 the country approved a theocratic constitution, whereby Khomeini became Supreme Leader of the country. The speed and success of the revolution surprised many throughout the world,[62] as it had not been precipitated by a military defeat, a financial crisis, or a peasant rebellion.[63]
Although both nationalists and Marxists joined with Islamic
traditionalists to overthrow the Shah, tens of thousands were killed
and executed by the Islamic regime afterward, the revolution ultimately
resulted in an Islamic Republic under AyatollahRuhollah Khomeini.[64]
Iran's relationship with the United States deteriorated rapidly during the revolution. On 4 November 1979, a group of Iranian students seized US embassy personnel, labelling the embassy a "den of spies".[65] They accused its personnel of being CIA agents plotting to overthrow the revolutionary government, as the CIA had done to Mohammad Mossadegh in 1953. While the student ringleaders had not asked for permission from Khomeini to seize the embassy, Khomeini nonetheless supported the embassy takeover after hearing of its success.[66] While most of the female and African American hostages were released within the first months,[66] the remaining fifty-two hostages were held for 444 days. Subsequently attempts by the Jimmy Carter administration to negotiate or rescue were unsuccessful. In January 1981 the hostages were set free according to the Algiers declaration.
Iraqi leader Saddam Hussein
decided to take advantage of what he perceived to be disorder in the
wake of the Iranian Revolution and its unpopularity with Western
governments. The once-strong Iranian military had been disbanded during the revolution. Saddam sought to expand Iraq's access to the Persian Gulf by acquiring territories that Iraq had claimed earlier from Iran during the Shah's rule. Of chief importance to Iraq was Khuzestan which not only has a substantial Arab population, but boasted rich oil fields as well. On the unilateral behalf of the United Arab Emirates, the islands of Abu Musa and the Greater and Lesser Tunbs became objectives as well. On 22 September 1980 the Iraqi army invaded Iran at Khuzestan, precipitating the Iran–Iraq War.
Although Saddam Hussein's forces made several early advances, by
1982, Iranian forces managed to push the Iraqi army back into Iraq.
Khomeini sought to export his Islamic revolution
westward into Iraq, especially on the majority Shi'a Arabs living in
the country. The war then continued for six more years until 1988, when
Khomeini, in his words, "drank the cup of poison" and accepted a truce
mediated by the United Nations. The total Iranian casualties of the war
were estimated to be anywhere between 500,000 and 1,000,000; with more
than 100,000 Iranian being victims of Iraq's chemical weapons.[67] Almost all relevant international agencies have confirmed that Saddam engaged in chemical warfare to blunt Iranian human wave attacks; these agencies unanimously confirmed that Iran never used chemical weapons during the war.[68][69][70]
Following the Iran–Iraq War President Akbar Hashemi Rafsanjani
and his administration concentrated on a pragmatic pro-business policy
of rebuilding and strengthening the economy without making any dramatic
break with the ideology of the revolution. Rafsanjani served until 1997
when he was succeeded by the moderate reformistMohammad Khatami. During his two terms as president, Khatami advocated freedom of expression, tolerance and civil society, constructive diplomatic relations with other states including EU and Asian governments, and an economic policy that supported free market
and foreign investment. However, Khatami is widely regarded as having
been unsuccessful in achieving his goal of making Iran more free and
democratic.[71] In the 2005 presidential elections Iran made yet another change in political direction when conservative populist candidate Mahmoud Ahmadinejad, was elected over Akbar Hashemi Rafsanjani.[72]
توضيحات جامع و كامل در باره ي ايران از زبان ويكي پديا شماره 3
19th century reconstruction of a map of the world by Eratosthenes, c.200 BC. The name Ariana (Aryânâ) was used to describe the region where the Iranian Plateau is found.
The Medes are credited with the unification[2] of Iran as a nation and empire (625[2]–559 BC), the largest of its day, until Cyrus the Great established a unified empire of the Medes and Persians leading to the Achaemenid Empire (559–330 BC), and further unification between peoples and cultures. After Cyrus' death, his son Cambyses continued his father's work of conquest, making significant gains in Egypt. Following a power struggle after Cambyses' death Darius I was declared king (ruled 522–486 BC). Under Cyrus the Great and Darius the Great, the Persian Empire eventually became the largest and most powerful empire in human history up until that point.[38] The borders of the Persian empire stretched from the Indus and Oxus Rivers in the east to the Mediterranean Sea in the west, extending through Anatolia (modern day Turkey) and Egypt.
In 499 BC Athens lent support to a revolt in Miletus which resulted in the sacking of Sardis. This led to an Achaemenid campaign against Greece known as the Greco-Persian Wars which lasted the first half of the 5th century BC. During the Greco-Persian wars
Persia made some major advantages and razed Athens in 480 BC, But after
a string of Greek victories the Persians were forced to withdraw.
Fighting ended with the peace of Callias in 449 BC.
The rules and ethics emanating from Zoroaster's teachings were strictly followed by the Achaemenids who introduced and adopted policies based on human rights, equality and banning of slavery. Zoroastrianism spread unimposed during the time of the Achaemenids and through contacts with the exiled Jewish people in Babylon freed by Cyrus, Zoroastrian concepts further propagated and influenced into other Abrahamic religions. The Golden Age of Athens marked by Aristotle, Plato and Socrates
also came about during the Achaemenid period while their contacts with
Persia and the Near East abounded. The peace, tranquility, security and
prosperity that were afforded to the people of the Near East and Southeastern Europe
proved to be a rare historical occurrence, an unparalleled period where
commerce prospered, and the standard of living for all people of the
region improved.[39]
In 334 BC Alexander the Great invaded the Achaemenid Empire, defeating the last Achaemenid Emperor Darius III at the Battle of Issus
in 333 BC. He left the annexed territory in 328–327. In each of the
former Achaemenid territories he installed his own officers as
caretakers, which led to friction and ultimately to the partitioning of the former empire after Alexander's death.
The Parthian Empire (238 BC - 226 AD), led by the Arsacid Dynasty, was the third Iranian kingdom to dominate the Iranian plateau, after defeating the GreekSeleucid Empire, beginning in the late 3rd century BC, and intermittently controlled Mesopotamia between ca. 150 BC and 224 AD. These were the third native dynasty of ancient Iran and lasted five centuries. After the conquests of Media, Assyria, Babylonia and Elam, the Parthians had to organize their empire. The former elites of these countries were Greek,
and the new rulers had to adapt to their customs if they wanted their
rule to last. As a result, the cities retained their ancient rights and
civil administrations remained more or less undisturbed.
Parthia was the arch-enemy of the Roman Empire in the east, limiting Rome's expansion beyond Cappadocia (central Anatolia). By using a heavily armed and armoured cataphract cavalry, and lightly armed but highly mobile mounted archers, the Parthians "held their own against Rome for almost 300 years".[40] Rome's acclaimed general Mark Antony led a disastrous campaign against the Parthians in 36 BC in which he lost 32,000 men. By the time of Roman emperor Augustus,
Rome and Parthia were settling some of their differences through
diplomacy. By this time, Parthia had acquired an assortment of golden eagles, the cherished standards of Rome's legions, captured from Mark Antony, and Crassus, who suffered a defeat at Carrhae in 53 BC.[41]
Rock-face relief at Naqsh-e Rustam of Iranian emperor Shapur I (on horseback) capturing Roman emperor Valerian (kneeing) and Philip the Arab (standing)
The end of the Parthian Empire came in 224 AD, when the empire was loosely organized and the last king was defeated by Ardashir I, one of the empire's vassals. Ardashir I
then went on to create the Sassanid Empire. Soon he started reforming
the country both economically and militarily. The Sassanids established
an empire roughly within the frontiers achieved by the Achaemenids,
referring to it as Erânshahr or Iranshahr, , "Dominion of the Aryans", (i.e. of Iranians), with their capital at Ctesiphon.[42] Unlike the diadochic Seleucids and the succeeding Arsacids, who used a vassalary system, the Sassanids—like the Achaemenids—had a system of governors (MP: shahrab)
personally appointed by the Emperor and directed by the central
government. The Romans suffered repeated losses particularly by Ardashir I, Shapur I, and Shapur II.[43] During their reign, Sassanid battles with the Roman Empire caused such pessimism in Rome that the historian Cassius Dio wrote:
“
Here was a source of
great fear to us. So formidable does the Sassanid king seem to our
eastern legions, that some are liable to go over to him, and others are
unwilling to fight at all.[44]
Abu Moslem, an Iranian general, expelled the Umayyads from Damascus and helped the Abbasid caliphs to conquer Baghdad. The Abbasid caliphs frequently chose their "wazirs"
(viziers) among Iranians, and Iranian governors acquired a certain
amount of local autonomy. Thus in 822, the governor of Khorasan, Tahir, proclaimed his independence and founded a new Persian dynasty of Tahirids. And by the Samanid era, Iran's efforts to regain its independence had been well solidified.[49]
Illustration from Jami"Rose Garden of the Pious", dated 1553. The image blends Persian poetry and Persian miniature into one, as is the norm for many works of the Timurid era.
Attempts of Arabization thus never succeeded in Iran, and movements such as the Shuubiyah
became catalysts for Iranians to regain their independence in their
relations with the Arab invaders. The cultural revival of the post-Abbasid
period led to a resurfacing of Iranian national identity. The resulting
cultural movement reached its peak during the 9th and 10th centuries.
The most notable effect of the movement was the continuation of the Persian language, the language of the Persians and the official language of Iran to the present day. Ferdowsi,
Iran's greatest epic poet, is regarded today as the most important
figure in maintaining the Persian language. After an interval of
silence Iran re-emerged as a separate, different and distinctive
element within Islam. Iranian philosophy after the Islamic conquest, is characterized by different interactions with the Old Iranian philosophy, the Greek philosophy and with the development of Islamic philosophy. The Illumination School and the Transcendent Philosophy
are regarded as two of the main philosophical traditions of that era in
Persia. The movement continued well into the 11th century, when Mahmud-a Ghaznavi founded a vast empire, with its capital at Isfahan and Ghazna. Their successors, the Seljuks, asserted their domination from the Mediterranean Sea to Central Asia. As with their predecessors, the divan of the empire was in the hands of Iranian viziers, who founded the Nizamiyya. During this period, hundreds of scholars and scientists vastly contributed to technology, science and medicine, later influencing the rise of European science during the Renaissance.[50]
In 1218, the eastern Khwarazmid provinces of Transoxiana and Khorasan suffered a devastating invasion by Genghis Khan. During this period more than half of Iran's population was killed,[51] turning the streets of Persian cities such as Neishabur
into "rivers of blood", as the severed heads of men, women, and
children were "neatly stacked into carefully constructed pyramids
around which the carcasses of the city's dogs and cats were placed".[52] Between 1220 and 1260, the total population of Iran had dropped from 2,500,000 to 250,000 as a result of mass extermination and famine.[53] In a letter to King Louis IX of France, Holaku, one of the Genghis Khan's grandsons, alone took responsibility for 200,000 deaths in his raids of Iran and the Caliphate.[54] He was followed by yet another conqueror, Tamerlane, who established his capital in Samarkand.[55] The waves of devastation prevented many cities such as Neishabur from reaching their pre-invasion population levels until the 20th century, eight centuries later.[56] But both Hulagu,
Tamerlane, and their successors soon came to adopt the ways and customs
of that which they had conquered, choosing to surround themselves with
a culture that was distinctively Persian.[57]
توضيحات جامع و كامل در باره ي ايران از زبان ويكي پديا شماره 2
Iran is the eighteenth largest country in the world after Libya and before Mongolia.[23] Its area roughly equals that of the United Kingdom, France, Spain, and Germany combined, or slightly less than the state of Alaska.[24][25] Its borders are with Azerbaijan (432 km/268 mi) and Armenia (35 km/22 mi) to the north-west; the Caspian Sea to the north; Turkmenistan (992 km/616 mi) to the north-east; Pakistan (909 km/565 mi) and Afghanistan (936 km/582 mi) to the east; Turkey (499 km/310 mi) and Iraq (1,458 km/906 mi) to the west; and finally the waters of the Persian Gulf and the Gulf of Oman to the south. Iran's area is 1,648,000 km² (approximately 636,300 sq mi).[26]
Iran consists of the Iranian Plateau with the exception of the coasts of the Caspian Sea and Khuzestan. It is one of the world's most mountainous countries, its landscape dominated by rugged mountain ranges that separate various basins or plateaux from one another. The populous western part is the most mountainous, with ranges such as the Caucasus, Zagros and Alborz Mountains; the latter contains Iran's highest point, Mount Damavand
at 5,604 m (18,386 ft), which is not only the country's highest peak
but also the highest mountain on the Eurasian landmass west of the Hindu Kush.[27] The Northern part of Iran is covered by dense rain forests called Shomal or the Jungles of Iran. The eastern part consists mostly of desert basins such as the Dasht-e Kavir, Iran's largest desert, in the north-central portion of the country, and the Dasht-e Lut, in the east, as well as some salt lakes. This is because the mountain ranges are too high for rain clouds to reach these regions. The only large plains are found along the coast of the Caspian Sea and at the northern end of the Persian Gulf, where Iran borders the mouth of the Shatt al-Arab (or the Arvand Rūd) river. Smaller, discontinuous plains are found along the remaining coast of the Persian Gulf, the Strait of Hormuz and the Sea of Oman.
Iran's climate ranges from arid or semiarid, to subtropical along the Caspian coast and the northern forests.
On the northern edge of the country (the Caspian coastal plain)
temperatures nearly fall below freezing and it remains humid for the
rest of the year. Summer temperatures rarely exceed 29 °C (85 °F).[28][29] Annual precipitation is 680 mm (27 in) in the eastern part of the plain and more than 1,700 mm (67 in) in the western part. To the west, settlements in the Zagros
basin experience lower temperatures, severe winters with below zero
average daily temperatures and heavy snowfall. The eastern and central
basins are arid, with less than 200 mm (eight in) of rain, and have
occasional deserts.[29] Average summer temperatures exceed 38 °C (100 °F). The coastal plains of the Persian Gulf and Gulf of Oman
in southern Iran have mild winters, and very humid and hot summers. The
annual precipitation ranges from 135 to 355 mm (five to fourteen
inches).[29]
Iran's wildlife
is composed of several animal species including bears, gazelles, wild
pigs, wolves, jackals, panthers, Eurasian lynx, and foxes. Other
domestic animals include, sheep, goats, cattle, horses, water buffalo,
donkeys, and camels. The pheasant, partridge, stork, eagles and falcon
are also native to Iran.
Iran is divided into thirty provinces (ostān), each governed by an appointed governor (استاندار, ostāndār). The provinces are divided into counties (shahrestān), and subdivided into districts (bakhsh) and sub-districts (dehestān).
Iran has one of the highest urban-growth rates in the world. From
1950 to 2002 the urban proportion of the population increased from 27%
to 60%.[30] The United Nations predicts that by 2030 80% of the population will be urban.[31] Most internal migrants have settled near the cities of Tehran, Isfahan, Ahvaz, and Qom. The listed populations are from the 2006/07 (1385 AP) census.[32]Tehran, with population of 7,705,036, is the largest city in Iran and is the Capital city. Tehran
is home to around 11% of Iran's population. Tehran, like many big
cities, suffers from severe air pollution. It is the hub of the
country's communication and transport network.
Mashhad with a population of 2.8 million is the second largest Iranian city and the centre of the province of Razavi Khorasan. Mashahd is one of the holiest Shi'a cities in the world as it is the site of the Imam Reza shrine. It is the centre of tourism in Iran and between 15 and 20 million pilgrims go to the Imam Reza's shrine every year.[33][34] Another major Iranian city is Isfahan (population 1,986,542). Isfahan is the capital of Isfahan Province. The Naghsh-e Jahan Square in Isfahan has been designated by UNESCO as a World Heritage Site. The city contains a wide variety of Islamic architectural
sites ranging from the eleventh to the 19th century. The growth of
suburb area around the city has turned Isfahan to the second most
populous metropolitan area (3,430,353).[35] The other major Iranian cities are Karaj (population 1,732,275), Tabriz (population 1,597,312) and Shiraz (population 1,227,331). Karaj is located in Tehran province and is situated 20 km west of Tehran, at the foot of Alborz mountains, however the city is increasingly becoming an extension of the metropolitan Tehran.
توضيحات جامع و كامل در باره ي ايران از زبان ويكي پديا شماره 1
The 18th largest country in the world in terms of area at 1,648,195
km², Iran has a population of over seventy million. It is a country of
special geostrategic significance due to its central location in Eurasia. Iran is bordered on the north by Armenia, Azerbaijan and Turkmenistan. As Iran is a littoral state of the Caspian Sea, which is an inland sea and condominium, Kazakhstan and Russia are also Iran's direct neighbors to the north. Iran is bordered on the east by Afghanistan and Pakistan, on the south by the Persian Gulf and the Gulf of Oman, and on the west by Turkey and Iraq. Tehran
is the capital, the country's largest city and the political, cultural,
commercial, and industrial center of the nation. Iran is a regional power,[9][10] and occupies an important position in international energy security and world economy as a result of its large reserves of petroleum and natural gas.
Iran is home to one of the world's oldest continuous major
civilizations, with historical and urban settlements dating back to
4000 BC.[11][12][13] The Medes unified Iran into a kingdom in 625 BC.[2] They were succeeded by three Iranian dynasties, the Achaemenids, Parthians and Sassanids,
which governed Iran for more than 1000 years. After centuries of
foreign occupation and short-lived native dynasties, Iran was once
again reunified as an independent state in 1501 by the Safavid dynasty[14] — who promoted Shia Islam[15] as the official religion of their empire, marking one of the most important turning points in the history of Islam.[16] Iran had been a monarchy ruled by a Shah, or emperor, almost without interruption from 1501 until the 1979 Iranian Revolution, when Iran officially became an Islamic republic on 1 April 1979.[17][18]
The term Iran (ایران) in modern Persian derives from the Proto-Iranian term Aryānām first attested in Zoroastrianism's Avesta tradition.[20]Ariya- and Airiia- are also attested as an ethnic designator in Achaemenid inscriptions. The term Ērān, from Middle PersianĒrān (written asʼyrʼn) is found on the inscription that accompanies the investiture relief of Ardashir I at Naqsh-e Rustam.[21] In this inscription, the king's appellation in Middle Persian contains the term ērān (Pahlavi ʼryʼn), while in the Parthian language inscription that accompanies it, the term aryān describes Iran. In Ardashir's time, ērān retained this meaning, denoting the people rather than the state.
Notwithstanding this inscriptional use of ērān to refer to the Iranian peoples, the use of ērān to refer to the geographical empire is also attested in the early Sassanid period. An inscription relating to Shapur I, Ardashir's son and immediate successor, includes regions which were not inhabited primarily by Iranians in Ērān regions, such as Armenia and the Caucasus."[22] In Kartir's inscriptions the high priest includes the same regions in his list of provinces of the antonymic Anērān.[22] Both ērān and aryān comes from the Proto-Iranian term Aryānām, (Land) of the (Iranian) Aryas. The word and concept of Airyanem Vaejah is present in the name of the country Iran (Lit. Land of the Aryans) inasmuch as Iran (Ērān) is the modern Persian form of the word Aryānā.
In the outside world, the official name of Iran from the 6th century BC until 1935 was Persia or similar foreign language translations (La Perse, Das Persien, Perzie, etc.). In that year, Reza Shah
asked the international community to call the country by the name
"Iran". A few years later, some Persian scholars protested to the
government that changing the name had separated the country from its
past, so in 1959 Mohammad Reza Shah announced that both terms could
officially be used interchangeably. Now both terms are common, but
"Iran" is used mostly in the modern political context and "Persia" in a
cultural and historical context. Since the Iranian Revolution of 1979, the official name of the country has been the "Islamic Republic of Iran."
ساخت دستگاهی برای افزایش سرعت شبکه های اینترنتی بی سیم به یک گیگابیت در ثانیه
ساخت دستگاهی برای افزایش سرعت شبکه های اینترنتی بی سیم به یک گیگابیت در ثانیه